تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 843

مساهمون:

ص٨٤٣
اما از موقع تولد پيغمبر اكرم از توانائى آنها كاسته شده است يعنى اگر عابر صلواتى بفرستد فورا فرار اختيار ميكنند و نمىتوانند به او آزار برسانند .

علىآباد

بارى پس از عبور از اين تنگه مخوف بعلىآباد رسيديم كه داراى كاروانسراى بزرك قشنگى است . كاروانهاى متعددى كه از مشترى بر طبق افسانه‌هاى ايرانى سمت جنوب به طرف تهران ميآيند با رغبت در اينجا مدتى توقف ميكنند . در طول ساختمان آن يك ايوان طولانيست كه درهاى حجرات به طرف آن باز مىشود . در وسط حياط آن هم شترهائى زانو زده و مشغول نشخوار كردن هستند . اين كاروانسرا داراى برجهائى است كه تمام يك طبقه هستند و پنجره‌هائى هم دارند . در مقابل ما باغچه قشنك و باصفائى است كه داراى درختان خرزهره است و عكس آنها در آب حوض مربعى افتاده است . ما خواستيم در اين باغچهء بهشت‌آسا استراحتى بكنيم اما همين كه به طرف آن رفتيم چند نفر دويده با خشونت مانع ورود ما به آنجا شدند و گفتند كه اين باغچه محل استراحت زنان است و هيچ مردى حق ورود بآنرا ندارد تا چه رسد بشما كه فرنگى هستيد . ما بىاندازه از اين جلوگيرى خوشوقت شديم زيرا كه اگر به آنجا وارد ميشديم خدا عالم است كه بچه نوع بلاها گرفتار ميگرديديم . خلاصه علىآباد جاى باصفائى است ، جويبارى از كوه سرازير مىشود و در حوض وارد ميگردد و بعد از مجراى زيرزمينى بقهوه‌خانه‌اى ميرود كه تمام رانندگان در آنجا جمع شده‌اند و در