متمول است و البته حق الزحمهء خوبى به او خواهد داد در نهايت ملاطفت و مهربانى بمعالجه او پرداخت و روزى دو دفعه طرف صبح و عصر بعيادت او رفت و علاوه بر دستورهاى اسكورت سواران بختيارى
بهداشتى دواهاى لازم را هم با پول خود تهيه كرد و براى او برد . متأسفانه چون به عادات مردم اين كشور آشنا نبود مانند اطباى ديگر كه تا حق القدم نگيرند از خانه بيرون نميآيند و بعيادت مريض نميروند رفتار نكرد و بجاى سود سرشارى كه اميدوارى حصول آن را داشت بزيان برخورد ، تاجر بيمار پيوسته از طبيب خود اظهار امتنان مينمود و به او وعده ميداد كه پس از بهبودى زحمات او را جبران خواهد كرد و پس از آنكه دكتر اجازه حركت به او داد همهروزه بحجره خود ميرفت و بدوستان و آشنايان و اعضاء خانواده خود ميگفت كه اين طبيب زحمت كشيده و در معالجه من اعجاز نموده است و من موظف هستم بهر وسيلهاى كه باشد او را از خود خوشنود سازم پس از مدت طولانى
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 839
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٨٣٩