[ كتاب چهارم ]
جلد چهارم
فصل نهم - از تهران بقم
كهريزك - داستان يك طبيب اروپائى و يك تاجر اصفهانى - قلعهء محمد عليخان - درهء ملك الموت - علىآباد - درياچهء قم - كوشك نصرت - ورود به شهر قم - بازار قم - يادگار زيارت - قبرستانهاى قم - تاريخ شهر قم - تاريخ بناى مقبره - فتحعليشاه و تعمير مقبره - تجارت قم - ضمائم مقبره - عزيمت از قم .
4 اكتبر - بنا بر قرارداد با چاپارخانه ما بايستى امروز قبل از طلوع آفتاب از تهران به طرف قم حركت كرده باشيم ولى نظر به بيقيدى و ندانستن قدر وقت كه عادت خاوريان است تقريبا در ساعت ده و نيم وسايل نقليه براى حركت حاضر شد .
اروپائيانى كه هميشه با راهآهن مسافرت ميكنند و در ساعت معينى بقطار راهآهن وارد ميشوند نميتوانند مانند ما تأخير حركت را تحمل نمايند ولى ما مدتى است كه به اين اوضاع عادت كردهايم . كسانى كه بخواهند تحصيل تحمل و شكيبائى نمايند بهتر است كه در خاورزمين مسافرت نمايند زيرا كه در آنجا وسيلهء تمرين بدست آوردن شكيبائى بنحو كمال موجود است .