بهرحال مدتى طول كشيد تا توانستيم از بازار پرازدحام عبور نمائيم و از شهر تهران خارج شويم .
چند ساليست كه يك كمپانى انگليسى راه بين تهران و قم را شوسه كرده و در فاصلههاى معين كاروانسراهائى براى چاپارخانهها و منزل مسافرين ساخته است ولى از وقتى كه اين راه به تصرف دولت ايران درآمده در غالب جاها خراب و محتاج به تعمير شده است .
زمينهاى اطراف تهران حاصلخيز است و زارعين سبزى و خيار و بادنجان و خربوزه و هندوانه و غيره را به مقدار كافى براى سكنه تهران به عمل ميآورند .
كهريزك
نخستين ايستگاهى كه بايد اسبان عوض شوند دهكده كهريزك است . يك كمپانى بلژيكى در 5 يا 6 سال قبل در اين دهكده كارخانه مهم قندسازى داير نمود ولى در موقع عمل بموانعى برخورد و نتوانست از زحمات خود نتيجهاى بگيرد زيرا كه ملاها مردم را بشورش تحريك كردند و اعلان كردند كه چون محصول اين كارخانه با دست عيسويان به عمل آمده پاك نيست و مسلمانان بايد از مصرف آن پرهيز نمايند .
مدير كارخانه مدتى در مقابل اين شورش مقاومت كرد اما چون دولت روسيه براى رقابت با اين كمپانى مقدار زيادى قند با بهاى نازل بايران وارد نمود كمپانى ورشكست شد و ماشينها و آلات و ابزار كارخانه را به قيمت آهنپاره فروخت و دست از كار كشيد ، اكنون محل اين كارخانه منزلگاه مسافرين شده است .
داستان يك طبيب اروپائى و يك تاجر اصفهانى
بارى ما در كهريزك براى صرف غذا مختصر توقفى كرديم يكى از همراهان داستان زير را كه نشانهء سخاوت و علو همت اصفهانيان است براى ما نقل كرد و گفت :
« يكى از دكترهاى اروپائى باصفهان وارد شد و بمحض ورود تاجر بسيار ثروتمندى براى معالجه به او مراجعه نمود دكتر هم چون شنيده بود كه اين بيمار