تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩

فصل ششم - از سبزوار بشاهرود

حركت - ريسندگان پشم - در بيابان - حرم در مسافرت - شكار شپش - مزينان - گنجى در كوه - شيره‌كش‌خانه - زائر ترياكى - دهكده عباس‌آباد - راننده و زوار - در ميان سلسله جبال - زنان در مسافرت - كاروان شتر - ميان دشت - شكارچى ناشى - ساسهاى ميامه - يك تنبيه بجا - خراباد - به طرف شاهرود - حوالى شاهرود - چاپارخانهء شاهرود - كاروانسراى دوطبقه - وضع خراب پست - خطوطى كه بر ديوار كاروانسرا نوشته شده بود - عزيمت از شاهرود .

حركت

17 سپتامبر در موقع طلوع آفتاب آمادهء حركت شديم ، مدت زيادى طول كشيد تا صندوقها و بسته‌هاى ما را در ارابه جاى دادند و با اينكه مسافت منزل ما تا ارابه كمتر از يكصد متر بود اتصالا با حمالان و راننده در كشمكش و گفتگو بوديم ، چون همهء اين كارها انجام گرفت با كمال خونسردى بما گفتند كه بايد صبر كنيد زيرا كه اسبان جو ميخورند ، اين جمله بمنزلهء ترجيع‌بندى است كه بايد ما در هرچاپارخانه آن را بشنويم زيرا كه هروقت آمادهء حركت ميشويم اين جمله به گوش ما برميخورد و ناچار مدتى وقت ما بيهوده تلف ميگردد ، از طرفى هم چون مدير چاپارخانه اين جمله را با وقر و متانت خاصى ادا كرد جز تحمل چاره‌اى