تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
صندلى جلوس كرده و اعضاى خانواده‌اش حلقه‌وار در اطراف او چمباتمه زده بودند . لباسى كه بر تن داشت از يادگارهاى اعصار قديم بود كه در كتاب الف ليل مكرر ذكرى از آن بميان آمده است . اطرافيان او همه تسبيحى در دست داشتند و صحبت‌كنان دانه‌هاى آن را بوسيلهء انگشتان نقل مكان ميدادند . معروف است كه در اروپا اشخاص بيكار متصل شست دست خود را برميگردانند اما در خاورزمين بيكاران بگرداندن تسبيح مشغول ميشوند . تسبيح از لوازم ضرورى مردان است و هركس برحسب شأن و مقام خود يكنوع تسبيحى در دست دارد ، ثروتمندان تسبيح‌هائى دارند كه دانه‌هاى آنها از مرواريد و يا احجار كريمه تركيب شده و فقرا تسبيحى دارند كه مهره‌هاى آن از گل رنگين درست شده است ، تسبيح علاوه بر وسيلهء سرگرمى ناصح و مشاور هم هست ، در موقع اقدام بكارى با آن مشورت مىنمايند و بدون تصويب و اجازهء آن به عملى نميپردازند .

يك كاروانسراى تاجرنشين

امروز در اثناى گردش بكاروانسرائى رفتيم كه در آن تجار زيادى مشغول معاملات بودند ، در وسط حياط حوضى به شكل كثير الاضلاع ديده ميشد . طبقهء تحتانى بانبارهاى مال التجاره و طويله اختصاص داشت ولى در طبقهء فوقانى حجراتى واقع بود كه مردم بوسيلهء ايوانى در آنها رفت و آمد ميكردند . در اين حجره‌ها يكپارچه است كه در موقع باز كردن به طرف بالا كشيده مىشود و در موقع بستن آن را پائين آورده و با قفل بزرك استوانه‌اى شكلى مىبندند . صاحب حجره و واردين پاپوشهاى خود را از پا درآورده و با پاهاى برهنه داخل حجره ميشوند . زمين حجره با فرش مفروش شده و مخده‌هائى هم در كنار ديوار ديده مىشود . تاجر ميز كوچكى در جلوى خود قرار داده و دفتر و قلمدان خود را روى آن گذارده است . بارى بعدازظهر مشغول بستن بارها شديم و ظروف كوچك لعابى را كه خريده بوديم و از سرنوشت آتيهء آنها نگران بوديم در صندوقى جاى داديم . اين ظروف بايد