تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 692

مساهمون:

ص٦٩٢

قصاب

در اثناى گردش قصابى هم ما را نزد خود خواند و كفه‌هاى ترازوى خود را نشان داد كه در مركز آن شكل خورشيد در حال نورافشانى حكاكى شده بود و در اطراف آن هم كتيبه‌هائى دايره‌وار وجود داشت كه با شاخ و برگ درختان و حيوانات خيالى زينت يافته بودند ، ما فقط با نظر بتماشاى آنها گوشه‌اى از بازار سبزوار پرداختيم و ميدانستيم كه نبايد به آنها دست زد مبادا گرفتار بلائى شويم كه كوچكترين آنها اين است كه باندازهء وزن چيزى كه به آن دست زده‌ايم بايد پول طلا بدهيم . هربازارى بصنف مخصوصى از قبيل نمدمالان و نجاران و خراطان و آهنگران و سراجان اختصاص دارد . كسبهء فروشنده مانند عنكبوتى كه در ميان تار خود قرار گرفته باشد چهارزانو در جلو دكان نشسته و منتظرند كه مشترى بيايد و با خونسردى