بساختن ظروف مسى اشتغال داشتند ، صداى برخورد چكشها به مس فوقالعاده گوشخراش بود .
دلاكان در بيرون حمام نشسته و مشغول كشيدن قليان و منتظر آمدن مشترى بودند . اينها فقط لنگى بكمر بسته بودند و بالاتنهء آنان عريان بود .
بارى پس از مختصر گردشى بدلالان سپرديم كه اگر كسانى اشياء آنتيك دارند نزد ما بيايند . پس از مراجعت بكاروانسرا از پلكانى كه چهل پله داشت بالا رفته و بر روى بام نشستيم ، طولى نكشيد كه عدهء زيادى از مردم بنزد ما آمدند و اشياء مختلفى از قبيل ظروف گلى آبىرنگ و قاب و آبخورى و كوزههاى شكسته و ظروف مسى بدون ته با خود آوردند . اينها با عمامههاى سفيد و لباسهاى گشاد مواج هيكل موقرانهاى داشتند ارمنيانى هم بودند كه با كلاه پوستى و قيافه عبوس چيزهائى آورده و اصرارى داشتند ، كه ما آنها را خريدارى نمائيم و ميگفتند هرچه ميخواهيد بدهيد ولى اگر بهاى چيزى را كافى نميدانستند از تسليم آن خوددارى ميكردند .
حياط كاروانسرا هم از مرغان خانگى و ساير حيوانات پر شده است ، الاغها خوشوقتند كه بار سنگين پشم يا پنبه را از پشت آنها برداشتهاند و درصدد پيدا كردن جاى سايهدارى هستند كه بر روى زمين بخوابند و در خاك و سنك بغلطند و ستون فقرات خود را در روى سنگريزهها خارش دهند . مرغان بىدم كه بدرشتى كبك بودند در ميان عدلهاى مال التجاره دانه برميچيدند ، اين مرغان در كاروانسرا محل معينى براى استراحت ندارند . در موقع غروب آفتاب به بالاى ميزان بزرگى كه از يادگارهاى عهد عتيق است و براى توزين پشم و پنبه به كار ميرود ميپرند تا شب را در روى آن بصبح رسانند و چون جاى كافى ندارند بر پشت ديگران كه زودتر جاى گرفتهاند مىنشينند .
پس از مدتى مرغان زيرين احساس خستگى ميكنند و با تكانى سواران خود را به زمين پرت ميكنند و آنها چون نميتوانند در تاريكى شب به بالاى ميزان بروند در كفههاى آن استراحت ميكنند و از تاب خوردن در كفه لذت مىبرند .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 690
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٦٩٠