واقعهء عجيب در سبزوار
تقريبا در شش ماه قبل واقعهء عجيبى در سبزوار روى داده بود ، توضيح آنكه يك نفر ارمنى كه اهالى از اخلاق او ناراضى بودند روزى يكى از زنان صحرانشين را كه كولى ميگويند به منزل خود برده بود . يك نفر از بازاريان كه آنها را ديده بود ببازار رفت و مردم را بشورش بر ضد ارمنى برانگيخت و فرياد برآورد كه اين سك ارمنى زنان ايران را از راه درميبرد و باعمال خلاف عفت ميپردازد . چند نفر سيد و جمعى از بازاريان به طرف كاروانسرائى كه ارمنى منزل داشت هجوم آوردند و زن كولى را در حجرهء او ديدند ، ابتدا زنرا با چوب و چماق كشتند و بعد ارمنى را باندازهاى زدند كه مشرف بموت گرديد و در حال احتضار طنابى بپاى او بستند و در بازار در دنبال خود كشيدند تا بميدان عمومى رسيدند . در آنجا نفت زيادى روى بدن او ريخته و آتش زدند . عمال دولتى درصدد برآمدند كه مرتكبين اين عمل را بمجازات رسانند و سيدى را كه مباشر قتل بوده بدار زنند ولى با اينكه قزاقان دولتى هم خواستار مجازات مرتكبين بودند مجازات آنها بتعويق افتاد و كمى بعد هم اين واقعه از خاطرها محو گرديد و مجازاتى صورت نگرفت .
بناى سبزوار جمعيت و تجارت آن
سبزوار مركب از دو كلمهء سبز و وار است كه شايد بمناسبت باغهاى زيادى كه مانند كمربند آن را احاطه كرده چنين ناميده شده است .
در سال 1871 اين شهر گرفتار بلاى قحطى شديدى شد و جمعيت زيادى از گرسنگى تلف گرديد . قبل از قحطى شمارهء سكنه آن به 30000 نفر ميرسيد ولى اكنون بيش از 10000 نفر جمعيت ندارد .
ارك حكومتى در قسمت شمالى شهر واقع شده و اكنون در شرف خرابى است .
بناى اين شهر را بسلسلهء سلجوقى نسبت ميدهند . اين شهر چندين دفعه غارت و خراب شد مخصوصا در سال 1380 تيمور لنگ اين شهر را به كلى غارت و خراب كرد . شهر كنونى تقريبا يك قرن است كه سر بلند كرده يعنى اللّهيار خان مزينانى كه در زمان