اين شعار عمل تركان را بخاطر ما آورد كه همهساله فرشى را با تشريفات زياد از قسطنطنيه به مكه ميفرستند .
نوعى از نخل كه در روز عاشورا در كوچه و بازار ميگردانند
علامت قهوهخانه
ايرانيان نمايشات قهرمانى و سرودهاى حماسى را بسيار دوست ميدارند مثلا ديوار و سردر قهوهخانهاى را كه در نزديكى منزل ما بود با گچ سفيد كرده بودند و نقاشان بكشيدن صورتهائى اشتغال داشتند و پس از دو روز دو پهلوانرا نمايش دادند كه يكى كلاهخودى بر سر داشت و در دستش گرزى بود كه سر آن به شكل كله گاو بود ، در مقابل او پهلوان ديگرى در كنار ميزى در روى صندلى قرار داشت كه شمشيرى بكمر بسته بود . اين صورتها كه به طرز قديمى كشيده شده بود افتخارات گذشته ايرانيان را بخاطر ميآورد ، و عجب اين است كه صاحب قهوهخانه با اختراعات جديد خصومتى نشان نداده و براى اثبات اينكه در كشورهاى خارجه زياد مسافرت كرده دستور داده بود لكوموتيوى را هم كه دو واگون در دنبال داشت در اينجا نمايش دهند . نقاش صورت چيزهائى را هم بر ديوار كشيده كه هرگز خودش آنها را نديده و شايد فقط داستان آنها را شنيده باشد . ديوارهاى درونى قهوهخانه هم با نقاشيهائى تزيين يافته است مثلا در يك جا شكل گلدان بزرگى كشيده شده كه پر از گلهاى الوان