تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
قشنك است و در جاى ديگر درشكه‌ايست كه زنان جوان خوش‌صورت و بانشاط براى قهوه‌خانه و نقوش ديوار آن تفريح و گردش در آن نشسته‌اند . در جائى هم سماورى ديده مىشود كه از آن آبجوش در قورى ميريزد و بحضار وعده ميدهد كه عنقريب از نوشيدن فنجانهاى چاى مكيف خواهند شد . در ايران چاى زياد مصرف مىشود و مثل اين است كه زندگانى بدون چاى براى ايرانيان ممكن نيست .

13 سپتامبر

امروز جمعه و تعطيل عمومى است و ما كدورت خاطرى داريم كه نميتوانيم در شهر گردش كنيم . سرگرمى ما فقط منحصر است به نشستن در بالكون سردر كاروانسرا و تماشاى مهتران كه مشغول زخم‌بندى اسبان هستند . كلاغ پيرى هم كه يك پايش لنك است در روى بام همسايه نشسته و چنان مينمايد كه ميل دارد با ما مرافقت كند . خوشبختانه مدير چاپارخانه چون ما را بيكار ديد آمد و نزد ما نشست و صحبت