تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 667

مساهمون:

ص٦٦٧
اتصالا ميگويند يا اللّه يا على . . . حلاجى پشم براى ساختن نمد نمدها عموما رنك گندم‌گون و يا خرمائى تيره‌اى دارند . نمدهاى نازك گرانبها بيشتر برنك سفيد يا كرم است و اگر بخواهند نقشى داشته باشد پشمهاى رنگينى با اشكال هندسى در خمير آن داخل ميكنند .

دكانهاى آشپزى

در بازار دكانهائى است كه در آنها انواع اغذيه را پخته و به فروش ميرسانند ، زنگهاى بزرگى هم در جلو اين دكانها آويخته‌اند و براى جلب مشترى گاهى آنها را با دست بصدا درميآورند . غذا را معمولا در ظروفى ميريزند كه ساخت آلمان يا روسيه است .

درويش

در موقع آمدن به منزل درويشى را ديديم كه در ميان بازار ايستاده و مشغول نقل داستان و خواندن اشعارى بود و باصطلاح معمول ايرانيان معركه گرفته بود . مردم زيادى بدور او جمع شده و بسخنان او گوش ميدادند . گاهى هم هيجانى در او توليد ميشد و فريادهاى هولناكى ميكشيد ، ما در اينجا توقف نكرديم زيرا كه درويشان عموما روى خوشى باروپائيان نشان نميدهند و كافى است يك كلمه از دهان او بر ضد ما بيرون آيد تا جمعيت بما حمله نمايد و با مشت و لگد كار ما را بسازد .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 667 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى