تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 664

مساهمون:

ص٦٦٤

چاپارخانه

12 سپتامبر - ما در چاپارخانه منزل داريم . مدير آن نظر به اعتمادى كه نسبت بما دارد تمام اثاثه و اشياء اطاق خود را تحت اختيار ما گذاشته است ، حتى لباس رسمى او كه در بقچه جاى دارد و در روى آن كلاه پوست حاجى طرخانى در كاغذ قرمزى ديده مىشود در جاى خود باقى است . ايرانيان بنابر عادت هيچوقت كلاه از سر برنميدارند . در زير كلاه هم عرقچينى از پارچه سفيد دارند كه با ابريشم گلدوزى شده است . اطاق ما در روى بام طويله واقع شده و ما بايد از پلكانى بالا رفته و در آن داخل شويم ، ايوانى داريم كه مشرف بر كوچه است و ميتوانيم عابرين را به خوبى تماشا كنيم

ملاقات با صراف

امروز ما بسراغ صرافى رفتيم تا حواله خود را وصول نمائيم . در شهرهاى بزرگ ايران صرافان متعددى وجود دارند . نظر باينكه ربا در مذهب اسلام حرام است ربح را در موقع معامله بر مبلغ ميافزايند صرافان معمولا در دكان خود در روى توشكچه‌اى چهارزانو مىنشينند و در پهلوى آنها صندوقهاى آهنى قرار دارد كه در موقع باز كردن و بستن نواى موسيقى خوش‌آهنگى از آن شنيده مىشود . صرافان يك يا دو نفر ميرزا دارند كه پولهاى گرفته يا داده را در دفتر ثبت ميكنند و يا مشغول شمردن پولهاى نقره هستند . منات كاغذى روسى در خراسان رايج است و ميتوان بجاى پول طلا يا نقره با منات معامله كرد در سال 1883 بنابر حكم شاه منات كاغذى روسيه از رواج افتاد ولى بعدها نظر به سهولت مبادلات مجددا رواج يافت . ضرب المثلى كه ميگويد پول نقره در دست آزادگان نمىماند در اينجا مورد ندارد زيرا كه در موقع شمردن چند صد قران اثرى از نقره در دست باقى ميماند .

دفتر صراف و آزمايش پولها

خلاصه صراف نيشابورى كه بايد حواله ما را بپردازد مرد محترمى است و كمتر در حجرهء خود ديده مىشود . ما چندين بار بخانهء او رفتيم تا بملاقات او نائل گرديديم ، پس از ملاقات ببازار آمديم و عجب آنكه حجرهء او در همان كاروانسرائى بود كه من ده سال قبل در آن منزل داشتم . پس از آنكه ما را با تشريفات