بارى صراف پس از دادن وجه حواله سخاوت و علو همتى نشان داد و كتيبه كوچك محكوكى را كه سابقا متعلق بقبرى بود ، بعنوان هديه بما داد ، اين لوحه محكوك متعلق بقرن دوازدهم بود ، منهم در عوض اين هديه از او خواهش كردم كه اجازه دهد عكسى از او برداريم و پس از دو روز به او تقديم كنيم . من نميتوانم بطور قطع بگويم كه آيا او از اين پيشنهاد خرسند گرديد يا نه همينقدر ميدانم كه صراف قبل از برداشتن عكس سروصورت خود را كاملا آرايش داد و بهترين عباى پشمى خود را بدوش انداخت و شال سبزى هم كه علامت سيادت بود و نشان ميداد كه او از اعقاب پيغمبر ( ص ) است بكمر بست .
بازار نيشابور
پس از توديع با صراف در بازار گردش كرديم و از تجار سراغ اشياء آنتيك گرفتيم ولى به نتيجهاى نرسيديم ، سكنه بازار با نظر خاصى به لباس و كلاه ما نگاه ميكردند .
بازار پر از مال التجارهء اروپائى مخصوصا اشياء تجملى ساخت آلمان يا روسيه بود ولى از مصنوعات فرانسه چيزى در آنجا نديديم .
در ميان صنايع بومى چيزى كه بيشتر جلبتوجه ميكرد پارچهء قلمكار بود كه بيشتر براى پرده به كار ميرود و با قالب نقشهاى مطلوبى در آن بوجود ميآورند . قلمكار از مصنوعات دستى اصفهان است كه در تمام كشور ايران و خارج از ايران به فروش ميرسد .
نمدمالى
يكى از صنايع مهم نيشابور نمدمالى است كه به طرز مخصوصى انجام مييابد . پس از آنكه پشم گوسفند را با آلتى كه به شكل چنگهاى قديمى است حلاجى كردند آن را در روى زمين ميريزند و با دست طبقه ضخيم يكنواختى درست ميكنند بعد آب صابون روى آن طبقه ريخته و با پا مالش ميدهند و پس از آنكه استحكامى پيدا كرد چهار يا پنج نفر كارگر در جلو آن زانو زده و آن را لوله ميكنند و با دست و زانو مالش ميدهند و در ضمن عمل همه با آهنك يكنواختى