معمولى روى فرش نشاند امر كرد صندوقى را باز كردند و يك كيسه چرمى از آن بيرون آورده محتوى آن را روى فرش ريختند و خود او پولهاى شكسته و سائيده شده را جدا كرد . نظر باينكه در ايران اشخاص عاليمقام در تحويل گرفتن پول دخالت سيد صراف در نيشابور
نميكنند ماهم گماشته خود را وادار به تحويل گرفتن پول نموديم ، مستخدم ما كه نامش على بود دوزانو در جلوى تخته كوچكى كه پولها را در روى آن ميشمردند نشسته و پولها را تحويل ميگرفت و با يك نظر بآزمايش آنها ميپرداخت و آنچه را كه معيوب ميدانست بكنارى ميانداخت تا بعد عوض نمايد و مدتى طول كشيد تا مبلغ 3000 قران را تحويل گرفت . ميرزاى شمارنده براى نگاهداشتن حساب متواليا هرشمارهاى را چندين بار با آهنگ مخصوصى تكرار ميكرد و تقريبا نيم ساعت وقت ما براى گرفتن پول تلف شد .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 665
مساهمون: هانرى رونه دالمانى
ص٦٦٥