تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 661

مساهمون:

ص٦٦١
شهر و اراضى اطراف آن را مشروب مينمايد . ثالثا داراى 1200 دهكده است . رابعا 12000 نهر در اين ناحيه جارى هستند كه از 12000 چشمه بيرون ميآيند لرد كرزن راجع بوجه تسميه اين شهر چنين مينويسد : « نيشابور مركب از دو لغت است كه يكى نىيانو و ديگرى شاپور مىباشد و معروف است كه شاپور اين شهر را در جاى نيزارى بنا كرده است . بنابر قول ديگر تهمورس پادشاه پيشدادى كه نسل چهارم اعقاب نوح بوده اين شهر را بنا كرده و اين نام مركب از دو لغت نيك و شاپور بوده است ( نيك شاپور ) »

تاريخ نيشابور

بطوريكه معروف است اسكندر مقدونى اين شهر را ويران نمود و بعدها شاپور اول يا شاپور ذو الاكتاف « اين دو پادشاه غالبا در روايات ايرانى با هم مشتبه شده‌اند » آن را دوباره از نو بنا كرد و مجسمهء خود را در ميدان عمومى نصب نمود كه تا حملهء اعراب بايران در اين ميدان برجاى بود و اعراب آن را سرنگون كردند . در هرحال نيشابور قديم در محل اين شهر جديد واقع نبوده بلكه در جنوب شرقى اين شهر بوده و هنوز هم خرابه‌هاى آن در اطراف مقبره‌اى كه گنبد آبىرنگى دارد در طرف چپ جاده ديده مىشود ، شهر نيشابور از تمام شهرهاى ايران از حملات بيگانگان بيشتر آسيب ديده مكرر خراب شده و دوباره از نو آباد شده است . در زمان تسلط اعراب ؟ ؟ ؟ خرابى دوباره به زودى سر بلند كرد و متناوبا پاىتخت سلسلهء طاهرى و محمود غزنوى « موقعى كه در خراسان بود » و سلسله تواناى سلجوقى گرديد . نخستين پادشاه سلسلهء اخير يعنى طغرل بيك اين شهر را مقر حكمرانى خود قرار داد و در آبادى آن كوشيد . در اواخر سلطنت او نيشابور يكى از آبادترين و مهمترين شهرهاى ايران بشمار ميرفت . عدهء زيادى از سياحان قديمى از شكوه و ترقى و شهرت اين شهر تعريف كرده‌اند : از جمله استخرى سياح معروف مينويسد : حصار اين شهر به شكل مربعى است
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 661 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى