كه وسايل حركت ما را فراهم نمايد ولى تا او برگشت ما در پهلوى ميزبان و همراهان او ايستاده و ساكت بوديم بدون اينكه بتوانيم يك كلمه حرف با هم مبادله نمائيم .
سرانجام يكى از سواران اسكورت ما آمد و بما خبر داد كه وسايل حركت فراهم شده است بنابراين ما از ميزبان محترم خود توديع به عمل آورده و به راه افتاديم .
قصر شوركچيان
پس از جدا شدن از ميزبان بتماشاى قصر پرداختيم ، اين قصر مانند قلاع با استحكام قرون وسطى مىباشد . شكل آن مربع و حصار آن كنگرهدار و در چهار زاويهء آن چهار برج قطور و بلند واقع شده كه همه داراى سنگرها و سوراخهاى تيركش هستند . در بالاى اين سنگرها هم تنبوشههاى بزرگى ديده مىشود كه دهانهء آنها به طرف زمين است ، ما خيال كرديم كه تدابير جنگى اروپا به اين جا هم سرايت كرده و اين تنبوشهها را مخصوصا در بالاى سنگرها قرار دادهاند كه در موقع محاصرهء قلعه بتوانند قير يا روغن داغ كرده به طرف دشمن بريزند ولى بعد معلوم شد كه اين مجارى را براى ريختن برف بامها درست كردهاند .
كارگران در داخل كاخ مشغول تعمير بودند و حوض بزرگى را كه به شكل صليب است صاروج ميكشيدند .
در بالاى سردر قصر يك رديف كلهء قوچهاى كوهى نصب شده كه مالكين قديمى كاخ آنها را در اين ناحيه شكار كرده بودهاند .
داخل عمارت از ستونهاى سنگى تزيين يافته و كف اطاقها هم از فرشهاى بزرگى كه تازه بافته شده و نقشههاى آنها چندان مطلوب نيست مستور شده است .
بخاريهائى هم در ديوار اطاقها ديده مىشود كه زمستان در آنها هيزم ميسوزانند . حواشى و بالاى اين بخاريها را در نهايت ظرافت گچبرى كرده و با اشكال قابل توجهى از قبيل شاخ و برك و گل و طاووسان و ساير طيور خوشخطوخال تزيين نمودهاند .