به طرف جونقون
عبور از دهكده مدتى طول كشيد . در روى بامهاى پوشيده شده از شاخ و برك زنان و دوشيزگان روستائى جمع شده و بتماشاى ما پرداخته بودند . پسران و دختران كوچك در كنار نهرها صف كشيده و با خنده بما مينگريستند . مردان هم دنبال ما افتاده بودند ولى با نظر احترام بما مينگريستند و معلوم بود كه سكنهء اين دهكده هرگز فرنگيان را نديدهاند .
در موقع حركت خبر خوشى بما دادند و گفتند كه راه را از اينجا تا جونقون اصلاح كردهاند و ما ميتوانيم براحتى با وسايل نقليه آن را طى كنيم .
نظر باينكه جاده باريك بود و چهار اسب نميتوانستند در پهلوى هم حركت كنند آنها را دوبدو قطار كرده و بدرشكه و گارى بستند و رانندگان و شاگردان آنها بر اسبان سوار شدند و ما با وضع بسيار مجلل و باشكوهى مانند سلاطين حركت كرديم
مدتى در كنار رود بزرگى كه در ميان دره جارى بود راه پيموديم ، آب رود بواسطهء بارندگى زياد گلآلود شده بود . در طرفين ما همهجا در دامنهء كوه آثار زراعت ديده ميشد و ما تعجب كرديم كه چگونه گاوآهن را به اين اراضى كه تقريبا بر دره عمود است برده و آنجا را شخم زدهاند .
كوهستان رنك آبى مايل بخاكسترى دارد و چينخوردگيهاى زيادى در آن هست كه پر از مواد سفيدرنك متبلورى است .
اكنون موقع غروب آفتاب است ، هوا بتدريج رو به تاريكى ميرود و شب نزديك مىشود . ماه در آسمان مشغول بازى و تفريح است گاهى از خلال ابرها خودنمائى مىكند و زمين را از پرتو خود روشن مينمايد و گاهى در پشت ابرها پنهان ميگردد راه از دامنه بسيار سراشيبى عبور مىكند و ما از بيم سرنگون شدن در دره پيوسته بدن خود را به طرف كوه متمايل مينمائيم . پس از مدتى راه مسطح شده و ابرهاى غليظ و تيره در آسمان پراكنده گرديد ، آسمان شنل جواهرنشان خود را در بر