تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1018

مساهمون:

ص١٠١٨
كرد ، اشعهء سيمگون ماه بر آب رودخانه افتاده و منظرهء بسيار باشكوه و خوش‌نمائى تشكيل داده است . در طرفين رودخانه جابجا سدهائى براى انشعاب آب ايجاد كرده‌اند كه آب مانند آبشارى از بالاى آنها ريزش مىكند و صداى ملايم و مطبوعى دارد كه مانند آهنك خوش موسيقى گوش‌نواز است . خلاصه اين راه‌پيمائى سرورآور شبانه بسيار شاعرانه و مطلوب بود و مدتى طول كشيد . عده‌اى از سواران اسكورت ما ببهانهء خبر ورود ما و تهيه منزل از ما جدا شده و بسرعت رفتند ، پرواضح است كه پس از دو سال اقامت در تهران براى ديدن اهل و عيال و اقوام و خويشان خود بىتاب هستند و به همين جهت در رفتن بخانه‌هاى خود شتاب دارند .

ورود به جونقون

در نزديكى جونقون جاده‌هاى متعددى ديده مىشود و رانندگان سرگردان شده‌اند ، سرانجام براه‌نمائى يكى از همراهان راهى را در پيش گرفته و رفتند . ماه هم مثل اينكه از بازى خسته شده در زير افق پنهان گرديد و ما در تاريكى كاملى فرو رفتيم ولى طولى نكشيد كه بقلعهء مرتفعى رسيديم كه در آن را به روى ما باز كردند و ما پياده شده بدرون آن رفتيم . ناگهان مثل اينكه جادوگرى عمل سحرآميزى انجام داده باشد صحنه به كلى تغيير يافت و ما بباغ بزرك بسيار مرتبى داخل شديم كه در مركز آن استخر بزرگى ديده ميشد . لامپ بسيار بزرگى كه در سر تيرى آويخته بود صحن باغ را كاملا روشن كرده بود . ما بدنبال راه نمايان ميرفتيم . پس از عبور از چند پلهء سنگى بايوان قشنگى وارد و بلافاصله داخل كاخى شديم كه از زيادى چراغ مثل روز روشن بود . از طرف راست بسالون بسيار بزرگى داخل شديم كه تمام ديوارهاى آن از آئينه‌هاى تراش‌دار پوشيده شده بود و كاملا شبيه بسالون آئينهء كاخ سلطنتى بود كه ما در تهران بتماشاى آن رفته بوديم . لامپهاى بزرگى از سقف آويخته و عدهء زيادى هم در روى فرش روشن بود .