تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1004

مساهمون:

ص١٠٠٤
چون ميز و صندلى در اين تالار وجود نداشت ما ناچار در كنار مجموعه نشسته و تحت نظر ميزبان كه در گوشه‌اى نشسته و با ما در غذا خوردن شركت نكرده بود مشغول خوردن شديم . در اينجا لازم است عادلانه قضاوت نمائيم و اعتراف كنيم كه ميزبان با نظر كنجكاوانه‌اى به غذا خوردن ما نگاه نميكرد .

عزيمت از سامان

پس از صرف ناهار از ميزبان محترم خود اجازه مرخصى خواستيم و از پذيرائى او تشكر نموديم . اسبان ممتازى با زين و برگهاى عالى و روپوشهاى گلدوزى شده در بيرون خانه حاضر بودند ، ما بر آنها سوار شده با اسكورتى به طرف وسايل نقليه كه در بيرون دهكده بود رفتيم . در طول راه از پل‌ها و پستى و بلنديهائى عبور ميكرديم . در بالاى بامها كه از شاخ‌وبرك درختان پوشيده شده بود دوشيزگان قشنك خوش‌اندام با چهره‌هاى گندم‌گون جمع شده و ما را تماشا ميكردند و برعكس دوشيزگان شهرنشين با روى باز بما مينگريستند . در حين عبور از كوچه‌ها نيز جمعى از پسران و دختران بدنبال ما ميدويدند تا بما نزديك شوند و ما را خوب تماشا نمايند . اينان از زير دست و پاى اسبان بچالاكى عبور ميكردند و به صورت ما مينگريستند و بلباس‌هاى ما دست ميزدند . بمردانى هم برميخورديم كه شلوارهاى بسيار گشادى پوشيده بودند . در اطراف دهكده مزارع سبز و خرمى ديده مىشود و نشان ميدهد كه بختيارى ها در زراعت فعاليتى بروز ميدهند و برعكس دهقانان خراسانى كه فقط خراشى به زمين ميدهند ، اينها شخم عميقى باراضى زراعتى ميزنند و در پرورش محصول بسيار ساعى هستند دهكده‌هاى اين نواحى برعكس ايالات و ولاياتى كه ما از آنها عبور كرده‌ايم همه آباد و داراى خانه‌هاى خوبى است .
سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 1004 | هانرى رونه دالمانى / محمد على فره وشى