باينكه فردا بايد در راه سختترى طى مسافت نمائيم ناچاريم كه شب را در دهكدهء موسوم بچالهشتر بسر بريم . اين دهكده داراى حصار محكمى است ، در بالاى حصار كنگرههاى خوشنمائى ديده مىشود و در طرفين در ورودى آن دو برج مدور قطورى واقع شده است . در بيرون دهكده روستائيان مشغول كوبيدن خرمنهاى گندم هستند .
براى اينكه وسايل نقليه بتوانند از در قلعه داخل شوند دو اسب را باز كردند و ما از كوچههاى تنگى عبور كرديم .
منزل خدارحم خان
در طول راه حفرههائى براى آب دادن بدرختان چنار ايجاد كردهاند . همراهان در مقابل در بزرگى توقف نمودند كه سر در آن با كتيبهء مدورى از انواع گلها و طيور و مخصوصا از بلبلها تزيين يافته و دو فرشته با بالهاى گشوده اين كتيبه را با دو دست نگاهداشته بودند . پس از مدتى انتظار بامر مالك دهكده يعنى خدارحم خان منزل عالى و مجللى را در اختيار ما گذاشتند كه داراى دو اطاق و حياط آن هم مشجر و بانواع گلهاى قشنك زينت يافته بود ، در مركز حياط هم حوض بزرگى وجود داشت .
در اطراف حياط عمارات دو طبقه ديده مىشود ، در زواياى اين عمارات دو معبر است كه بوسيلهء پلكانهائى ميتوان بطبقات فوقانى رفت . در بالاى اين معابر شعار رسمى ايران يعنى شكل شير و خورشيد نقاشى شده است . نقاش هنرمند تفننى بروز داده و در گوشهاى شكل خرگوشى را كشيده كه در مقابل شكارچى نشسته و چپقى در دست دارد و مشغول كشيدن آن است .
در آخر اين حياط بيرونى سردر مجلل سالون پذيرائى ديده مىشود كه به طرز قديم ساخته شده و سايبانى دارد . در زير اين سايبان يك سلسله تابلوهاى نقاشى مختلفى ديده مىشود . مثلا در يكى از آنها شكار آهو نمايش داده شده و در ديگرى شكارچى خرگوشانرا تعقيب مينمايد . در جاى ديگر قوشچى سوار بر اسب و قوشى به روى