طولى نكشيد كه مجددا هوا طوفانى شد و باران بشدت شروع بريزش نمود ، در اين بيابان كه لحظهاى بيش خالى از سكنه به نظر ميآمد روستائيان و چوپانان زيادى را ديديم كه در تلاش و جنبوجوش بودند ، آدمها و حيوانات همه به طرف كوه ميرفتند تا در مغارهاى پناهنده شوند و از آسيب طوفان مصون مانند . وسايل نقليه ما در گل فرو رفت و از كار افتاد . خوشبختانه گاوچرانان بما كومك كرده و آنها را از گل بيرون آوردند و ما با زحمت زيادى به بالاى گردنهاى رسيديم كه در زير آن زايندهرود غرشكنان عبور ميكرد .
طوفان هوا را فوقالعاده سرد كرده و در حفرهها خرمنى از تگركهاى درشت تشكيل يافته است و بيم آن ميرود كه برودت هوا افزايش يابد و ما را به زحمت و سختى بيشترى گرفتار سازد .
پل زايندهرود در دهكدهء سامان
خلاصه پس از مدتى با زحمت زياد به پل زايندهرود رسيديم كه بايد از آن عبور كرده وارد دهكدهء سامان بشويم . اين پل بسيار محكم ساخته شده و يكى از شاهكارهاى ممتاز معمارى محسوب مىشود . قبل از ورود به اين پل ناچاريم از پل كوچكترى عبور كنيم كه بر شعبهاى از اين رودخانه قرار دارد .
اين شعبه را براى به كار انداختن آسيابى از رودخانه جدا كردهاند ولى مدت مديدى است كه اين آسياب از كار افتاده است .
بدتر از همه آنكه در اينجا راه در طول 5 تا 6 متر بطورى خراب شده كه ارابه نميتواند از آن عبور نمايد . بنابراين همراهان رفتند بدهكدهء تا وسايل و كومكى بياورند و ارابهها را از اين قسمت خراب عبور دهند و چون فاصله دهكده تا اينجا باندازهء سه كيلومتر است ما هم از اين فرصت استفاده كرده در بيابان بكندن خار مشغول شديم و آتشى افروختيم تا لباسهاى خود را خشك كنيم .
در زايندهرود و بعضى از شعب رود كارون ماهى قزلآلاى ممتازى يافت مىشود و