اغلب در محوطهء محصور يا باغى چهار يا شش برج پهلوى هم قرار گرفته و از دور مانند قلاع مرتفع دفاعى به نظر ميآيند . اصفهانيان اين برجها را به اين منظور ساختهاند كه كبوتران در آنها منزل نمايند و از فضولات آنها براى زراعت استفاده كنند .
در داخل اين برجها سلولهاى متعددى براى آشيانه كبوتران ساختهاند ، داخل برج به شكل اطاق مدورى است كه فضولات كبوتران در آن ريخته مىشود و زارعين در موقع معينى از سال در برج را باز كرده و فضولات را براى قوت دادن بمزارع و مخصوصا براى زراعت خربوزه به كار مىبرند .
پارهاى از اين برجها داراى هفت هزار سلول يا آشيانه است و چهارده هزار كبوتر مىتوانند براحتى در آنها زندگانى كرده و مشغول تخمگذارى و پرورش جوجه هاى خود باشند . سالى يك بار زارعين اين سلولها را پاك و تميز ميكنند .
سابقا در اصفهان تربيت كبوتران رونق زيادترى داشته است . شاردن نقل مىكند كه در زمان اقامت خود در اصفهان سه هزار برج در اطراف اين شهر موجود بوده است .
الئاريوس
( Olearius )
در شرح مسافرت خود نقل مىكند كه شاه گاهى براى تفريح به شكار كبوتران ميپردازد يعنى به بالاى يكى از اين برجها ميرود و همين كه كبوتران از برج بيرون ميآيند به طرف آنها تير مياندازد و عدهء زيادى از آنها را شكار مىكند .
در موقع سرزدن آفتاب اغنام و احشام از قلعهها بيرون ميآيند تا بصحرا روند و بچرا مشغول گردند ، در موقع بيرون آمدن از قلعه بسيار تماشائى هستند ، بزها و ميشها براى بيرون آمدن از قلعه شتابى دارند و بهم فشار وارد ميآورند و مدتى طول ميكشد تا تمام آنها از در قلعه بيرون آيند و باندازهاى در بيرون آمدن شتاب دارند و بر يكديگر سبقت ميگيرند كه مانند اهالى شهرى كه بانقلاب و شورش پرداخته باشند به نظر ميآيند .