خشن و سخت است كه نميتوان آن را تا كرد آستينهاى آن بر شانه عمود است و كسانى كه آن را ميپوشند باسكلت لباس دارى كه براى ترساندن كلاغان و گنجشكان كه در ميان بستانها قرار ميدهند شباهت دارند .
اين روپوش نمدى با وجود بدتركيبى براى روستائيان مفيد است زيرا كه آنها را از باران و برودت هوا محفوظ مينمايد و بمنزلهء شنلهائى است كه در اروپا از كائوچو ميكنند تا باران در آن نفوذ نكند .
پس از پيمودن فلات وارد كوهستان شديم . در اين كوهستان اثرى از جاده ديده نميشد ، بختيارىهاى اسكورت ما براى پيدا كردن راه به اطراف پراكنده شدند و يكديگر را گم كردند . كسانى كه نزد ما بودند با تفنك مارتين شروع بتيراندازى نمودند تا گمشدگان به طرف ما بيايند ولى صداى تفنك در اين وسعت بيكران مانند تركيدن چاشنى طپانچهء كوچكى بود و به گوش پراكندگان نميرسيد . پس از مدتى توقف آنها آمدند و باكثريت آراء راهى را اختيار نموديم كه پيوسته در فراز و نشيب بود و همراهان در سرازيرىها مجبورا پياده ميشدند و عنان اسبانرا بدست ميگرفتند تا آهسته قدم بردارند و وسايل نقليه را سرنگون نسازند .
ميسنآباد
در موقع ظهر از دور دسته درختى پديدار گرديد و ما به طرف آن رفتيم تا مختصر استراحت و تجديد نيروئى بنمائيم اما چون ديروز در اين ناحيه باران زيادى باريده خاك را تبديل به گل كرده و راهپيمائى را مشكل نموده است . چرخهاى وسايل نقليه اتصالا گلپاشى ميكنند و لباس و سر و صورت ما كاملا گلآلود شده است . در اينموقع سواران بما مژده دادند كه بدهكدهاى نزديك شدهايم . ما در درهء عميقى راه مىپيمائيم كه داراى پستى و بلنديهاى زيادى است و به زحمت پيش ميرويم بعلاوه باران ديروزى هم در معبر ما رودخانهاى ايجاد كرده و ما را مجبور نموده كه مانند زمانهاى قديم بر روى دوش چوپانان از آن عبور كنيم .