تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه از خراسان تا بختيارى ( فارسى ) — صفحة 983

مساهمون:

ص٩٨٣
زننده‌اى بمشام ما ميرسيد . كسانى كه در خاورزمين مسافرت كرده‌اند همه در اجتماعات چنين بوئى را استشمام كرده و يادگار آن در خاطرشان باقى مانده است . قسمتى از كاشيكاريهاى مسجد على پس از مدتى بميدانى رسيديم كه در آن خربوزه‌هاى رسيده زيادى با رنك طلائى ريخته بودند و شامهء ما از عطر مطلوب آنها كمى راحت شد . در ميان اين خرمنهاى خربوزه سبدهاى پر از انار هم ديده ميشد كه شيرهء آنها جريان پيدا كرده و بوى خوشى داشت . در اين ميدان مردى را ديديم كه صفحات تصاوير چاپ شده‌اى را ميفروخت .