تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
از عبيد بن حنين نقل شده كه گفت : حسين ابن على عليهما السلام براى من نقل كرد كه گفت نزد عمر بن خطاب در حالى كه بر منبر خطبه مىخواند ، بالاى منبر رفتم و به او گفتم : « انزل عن منبر ابى و اذهب الى منبر ابيك » - « از منبر پدرم پائين بيا و به منبر پدر خودت برو . » عمر گفت : پدر من منبر ندارد . مرا نشانيد پيش خودش و نوازشم مىكرد . چون از منبر پائين آمد ، مرا همراه خود به منزل برد و به من گفت : چه كسى اين سخن را به تو ياد داده است ؟ گفتم : ( و اللّه ما علّمنى احد ) به خدا قسم كسى به من ياد نداده است . از فيرار بن حريث نقل شده كه گفت : من و عبد اللّه عمر نشسته بوديم در كنار سايهء ديوار كعبه ، ديديم حسين بن على عليهما السلام به سوى ما مىآيد . پسر عمر گفت : اين شخص امروز محبوبترين مردم روى زمين نزد من است تا اهل آسمان ( انتهاى آنچه از كتاب الاصابه نقل شده ) .

سجده طولانى رسول خدا چون امام حسن بر پشت او بود

در كتاب جمع الفوائد است كه عبد اللّه بن شداد از پدرش نقل كرده كه گفت : رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم براى اداى نماز عشاء تشريف آوردند ، در حالى كه حسن يا حسين عليهما السلام را بر دوش خود حمل مىكردند ، آن حضرت پيش آمدند و آن طفل بزرگوار را بر زمين نهادند . سپس براى نماز تكبير گفتند و شروع به نماز نمودند در يكى از سجده‌ها ، آن را خيلى طول دادند . من سر از سجده برداشتم ديدم آن طفل بزرگوار بر پشت آن حضرت نشسته است . من مجددا به سجده برگشتم . چون نماز تمام شد . مردم گفتند : يا رسول اللّه خيلى سجده را طول داديد . ما گمان كرديم امرى پيش آمده يا وحى نازل شده است ؟ آن حضرت فرمودند : خير ، چنين نبود بلكه پسرم بر پشتم نشسته بود ، خوش نداشتم در فروهشتن او تعجيل