برداشتند و به عايشه گفتند ما زن هستيم .
و چون على عليه السلام به اهل بصره ظفر يافت ، شمشير از آنان برداشت و دستور داد مناديش ندا كند ، فرارى را تعقيب نكنيد . زخمى را نكشيد ، اسير را نيازاريد . هر كس سلاح بر زمين بگذارد در امان است ، هر كس به لشكر امام ملحق شود در امان است ، نه اموال اهل بصره را گرفت و نه ذريه آنان را اسير نمود ، همچون رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم در روز فتح مكه عمل نمود .
چون سپاه معاويه شريعه فرات را در تصرف خود درآوردند ، رؤساى شام به معاويه گفتند : على و يارانش را از تشنگى بكشيد . همچنانكه ( انقلابيون حقطلب ) عثمان را تشنه كشتند . ( لازم به يادآورى است كه جمله بالا در متن عربى موهم اين معنى است كه على عليه السلام در قتل عثمان دست داشته است در صورتى كه بشهادت تاريخ على عليه السلام آنقدر كوشش نمود تا عثمان را وادار كند كه بخواست انقلابيون ترتيب اثر دهد و كار به قتل او منجر نشود . ليكن كسانى چون مروان حكم و غيره خليفه را نمىگذاشتند كه به خواستههاى انقلابيون توجه كند و در نتيجه كوششهاى على عليه السلام نيز بىنتيجه ماند - مترجم ) اصحاب على عليه السلام با معاويه و سپاهيان او براى باز كردن راه آب گفتگو كردند ولى آنان گفتند : نه به خدا سوگند يك قطره هم نمىدهيم تا از تشنگى بميرند ، همچنانكه عثمان با تشنگى مرد . چون على عليه السلام چنين ديدند ، فرمان حمله صادر نمودند . لشگريان توحيد بر كفر معاويه حمله كردند و مراكز تجمع آنان را در هم نورديدند و آب را به تصرف خود درآوردند . بعضى از اصحاب آن حضرت گفتند : ما نيز آنان را از آب منع مى كنيم همچنانكه ما را منع كردند . يك قطره هم به آنان نمىدهيم . تا از تشنگى بميرند همچنانكه يك قطره به ما ندادند ، و در اين صورت ديگر نياز به ادامه جنگ نداريم .
على عليه السلام فرمودند : به خدا سوگند با آنان چون عملشان مقابله به مثل نمى
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 401
مساهمون: القندوزي
ص٤٠١