تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
آنچه بعنوان محصول كشت غله از موقوفات آن حضرت بدست مىآمد ، همين مبلغ ياد شده بود . آن حضرت پيراهن ضخيمى را به پنج درهم خريده بود كه همواره همان را مىپوشيد . احاديث وارده در فضيلت آن حضرت جدا بيش از آن است كه به حساب درآيد . از ابو الحسن على بن احمد از علقمه روايت است كه گفت : بر على عليه السلام وارد شديم ، يك طبق پيش روى او بود كه يك يا دو قرص نان در آن بود . نانها ، نان جو بودند ، آرد سبوس جو نيز بنانها آميخته بود . آن نانها را با فشار بر روى زانوها مى شكست و مىخورد . به يك دختر سياه‌پوست كه خادمه منزل آن حضرت و نامش فضه بود گفتم : چرا آرد نان را از سبوس جدا نمىكنيد ؟ او گفت : خودش چنين مى خواهد ، گناهش به گردن من است ؟ ! على عليه السلام تبسم كردند و فرمودند : خودم گفتم جدا نكنند . ما گفتيم : يا امير المؤمنين چرا ؟ . فرمودند : اين موجب مىشود كه انسان نفس سركش خود را خوار كند ، و مؤمنين به اين عمل من اقتدا كنند ، و در نتيجه به رسول خدا ملحق شوند و نيز به اصحاب من . سپس فرمودند رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم از اين خشك‌تر نان مىخورد .

نوع غذاى على عليه السلام

از عدى بن حاتم طائى نقل شده كه گفت : على عليه السلام را ديدم كه ظرف آبى پيش‌رو و پاره‌هاى نان جو و نمك پهلوى او بود . گفتم : اى امير المؤمنين ، تو در روز مستمرا جهاد مىكنى ، و در شب ، شب زنده‌دارى توأم با گريه . آيا اين افطار توست ؟ . فرمودند : اين روش از بين بردن بيماريهاى بدن بوسيله قناعت است ، و الّا بيشتر از آنچه كه نفس اشتها نمايد تهيه مىكردم . از احنف بن قيس روايت شده كه گفت : هنگام افطار به على عليه السلام وارد شدم ، كيسه دربسته‌اى درخواست