طاعتك و طاعهء رسولك فردّ الشّمس . » خداوندا على در طاعت تو و طاعت رسول تو است ، خورشيد را براى او برگردان . اسماء گويد : خورشيد را ديدم كه غروب كرده بود .
ناگاه ظاهر شد و بر كوهها و روى زمين نور افكند و اين در مكانى بنام صهباء در خيبر بود . سپس طحاوى گويد : اين دو حديث يعنى شق القمر و رد خورشيد دو حقيقت انكارناپذيرند و راويانشان نيز محل اعتماد مىباشند .
در صواعق محرقه آمده كه از جمله كرامات باهره اين است كه خورشيد براى على بازگشت در حالى كه سر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم در دامنش بود به پيامبر وحى نازل مىشد على عليه السلام هنوز نماز عصر را نخوانده بود . آفتاب غروب شده بود . چون وحى پايان يافت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم گفتند :
خداوندا « على » در طاعت تو و طاعت رسول است ، پس خورشيد را براى او برگردان .
سپس خورشيد بعد از غروبش مجددا ظاهر شد .
طحاوى و قاضى در كتاب شفاء اين حديث را صحيح دانستهاند و شيخ الاسلام ابو ذرعه و ديگران به پيروى از او ، اين حديث را حسن مىدانند .
در كتاب كبريت احمر آمده است كه بدعاى رسول خدا خورشيد برگشت و « قمر منشق » شد . شارح اين كتاب اين سخن را از صاحب كبريت احمر ، در حديث بازگشت خورشيد نقل كرده است .
در مناقب از امام محمد باقر از پدرش از امام حسين عليهم السلام نقل شده كه فرمودند : « چون پدرم على عليه السلام از جنگ خوارج نهروان برگشت به سرزمين بابل رسيد وقت نماز عصر رسيد ، فرمودند : « اين سرزمين مخسوفه ( يعنى به عذاب خداوند در دورههائى از دورههاى زمين فرورفته و نفرين شده ) است و سه مرتبه خداوند آن را دچار عذاب كرده است براى وصى نبى صلى اللّه عليه و آله و سلم حلال نيست كه در آن نماز بگذارد .
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 371
مساهمون: القندوزي
ص٣٧١