تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩

باب چهل و هفتم در حديث ( رد الشمس بعد از غروب )

در جمع الفوائد آمده كه اسماء بنت عميس گفت : رسول اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلم نماز ظهر را در « صهباء » بجا آورد ، و على را از پى كارى فرستادند . على عليه السلام رفت و برگشت و رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم نماز عصر را نيز بجا آورده بود . سر مبارك بر دامن على عليه السلام نهاد و بخواب رفت . على عليه السلام سر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم را تا غروب آفتاب حركت نداد ( به زمين نگذاشت و آفتاب غروب شد ) رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم بدرگاه خدا معروض داشت : « اللهمّ انّ عبدك عليا احتبس بنفسه على نبيّك فردّ عليه الشّمس ) بار الها على بنده تو است خود را بخاطر رسول تو از اداى نماز عصر بازداشت ، خورشيد را برگردان . » اسماء گويد : پس خورشيد بر او ظاهر شد آنچنانكه بر كوهها و زمين نور افكند . على برخواست وضوء ساخت و نماز عصر را بجا آورد . سپس خورشيد غروب كرد و اين در « صهباء » روى داد . اين روايت در كبير نيز آمده است . ابن مغازلى و حموينى و موفق و جميعا با ذكر سندهاى خود از اسماء بنت عميس نقل كرده‌اند كه گفت : خداوند به پيامبرش وحى نمود ، آن وحى موجب ديگرگونى حال رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم شد . على عليه السلام با لباسش او را پوشانيد ، تا آفتاب غروب نمود . پس چون رسول خدا حالش بازگشت ، فرمودند : « يا على آيا نماز عصر را خوانده‌اى ؟ عرض كرد نه يا رسول اللّه وضع حال تو مرا مشغول داشته بود . رسول خدا عرض كرد : « خداوندگارا خورشيد را برگردان براى على » اسماء گويد خورشيد برگشت تا آنجا كه در اطاق من نور افكند . در كتاب ارشاد است كه ام سلمه و اسماء بنت عميس و جابر و ابو سعيد خدرى و عده‌اى از اصحاب