قومش سه فرقه شدند . يك فرقه مؤمن و ايشان همان حواريون بودند و فرقه دوم با او دشمنى كردند كه همان يهود ، و فرقه سوم تندروها و غلوكنندگان درباره او بودند ( كه در نتيجهء ) ، از دين خدا خارج شدند و ايشان همان نصارى ( مسيحيان ) - هستند . و امت من نيز به زودى در نوع شناختشان نسبت به تو ، سه دسته مى شوند . يك فرقه پيرو و دوستدار تواند كه همان مؤمنين باشند . دسته دوم دشمنان تواند كه ناكثين ، مارقين و قاسطين هستند . و سومين فرقه كسانى باشند كه در خصوص تو ، تندروى و غلوّ مىكنند كه همان گمراهان ( باصطلاح على اللهى ) باشند . يا على تو و پيروانت در بهشت ، و دشمنان و غاليان تندروان درباره تو ، در آتش باشند .
در كتاب « مشكاه المصابيح » از على عليه السلام نقل شده كه گفت رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلم به من فرمود : « همانند ( سرگذشت ) عيسى عليه السلام درباره تو پيش خواهد آمد . يهود تا آنجا او را دشمن مىداشتند كه به مادر پاك و مطهرهاش « بهتان » زدند و نصارى آنقدر او را دوست داشتند ، تا ( در اثر شدّت محبّت خارج از حد اعتدال ) ، او را در منزلتى قرار داند كه در شأنش نبود . ( يعنى او را خدا يا پسر خدا دانستند ) . سپس على فرمود : « هلك فىّ رجلان محبّ مفرط يفرطنى بما ليس فىّ و مبغض يحمله شنآنى على ان يبهتنى » درباره من دو گروه به هلاكت افتند .
1 - دوستدار تندروئى كه آنقدر درباره من افراط مىكنند كه در شأن من نيست و كينهتوزى كه شماتت و ناسزاگوئى ( بدون استحقاق ) تا جائيش مىبرد كه به من بهتان مىزند .
اين روايت را احمد نيز نقل كرده است .
در نهج البلاغه
فرمودند : « هلك فىّ رجلان محب غال و مبغض قال : دو صنف مردم در نوع شناختشان از من دچار هلاكت مىشوند :
1 - دوستدارنده تندرو
2 - كينهتوز پر ناسزاگوى .
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 297
مساهمون: القندوزي
ص٢٩٧