على عليه السلام هيچ مخلوقى نزد من از رسول خدا عزيزتر نبود
در سنن نسائى از عبد اللّه بن نجى از پدرش نقل شده كه على گفت مقام و منزلت والاى رسول خدا در نظر من بقدرى عظيم بود كه هيچيك از مخلوقات خدا را چنين مقامى نبود ، هر سحرگاه به حضورش مشرف مىشدم و مىگفتم السلام عليك يا رسول اللّه . پس اگر با اشارات عذر او را از پذيرفتن خود متوجه مىشدم ، برمىگشتم و الّا به خدمتش شرفياب مىگشتم . من در دو موقع مناسب شب و روز با آن حضرت ملاقات خصوصى داشتم .
رسول خدا مىگفت : خداوندا مرا نكش تا باز هم على را ببينم . ترمذى از ام عطيه نقل كرده كه گفت رسول خدا سپاهى را بجنگ اعزام كرد كه على در ميان آنان بود ، گفت از رسول خدا شنيدم در حالى كه دستهايش به آسمان بلند كرده بود مىگفت :
بار الها مرا نكش تا اينكه مجددا على را ببينم .
رسول خدا پياسيه بنى آدمم و على سيد عرب
در جمع الفوائد از انس نقل شده كه رسول خدا گفت سيد عرب كيست گفتم تويى يا رسول اللّه گفت من سيد فرزندان آدم مىباشم و على سيد عرب است اين سخن در كتاب معجم از كتاب اوسط آمده است . نظر به صورت على عبادت است .
در همين كتاب از ابن مسعود نقل شده كه گفت رسول خدا فرمودند : نظر به على ( ع ) عبادت است . اين روايت در معجم الكبير نيز آمده در همين كتاب از طلق ابن محمد آمده كه گفت عمران ابن حصين را ديدم كه به على عليه السلام سخت خيره شده بود ، به او گفته شد چه خبره ؟ گفت : از رسول خدا شنيدم كه مىفرمودند : النظر الى على عباده . اين روايت را احمد ابن حنبل نيز آورده . ابن مغازلى با ذكر سند از عمران بن حصين و از وائله از ابى هريره نقل كرده كه