تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠

باب هيجدهم در تبليغ على بعض آيات سوره برائت را

در صحيح ترمذى از انس ابن مالك نقل كرده كه رسول اكرم ( ص ) آيات اول سورهء برائت را بدست ابو بكر داد و او را براى ابلاغ آن به مشركين مكه فرستاد . سپس از بين راه او را فراخواند و فرمودند : « لا ينبغى لاحد ان يبلغ هذا الّا رجل من اهلى فدعا عليا فاعطاه ايّاها » براى كسى سزاوار نيست كه اين سوره را ابلاغ كند مگر مردى از اهل خودم پس على را فرا خواند و سوره را به او عطا فرمودند : اين حديث حسن غريبى است . ( بلكه صحيحى است ) مجمع الفوائد از جابر نقل كرده كه چون رسول خدا از عمره بازگشت نمود ابو بكر را براى هنگام مراسم حج به مكه فرستاد تا سوره برائت را به مشركين ابلاغ نمايد ما نيز همراه ابو بكر بوديم . رفتيم تا به محل ( عرج ) رسيديم بهنگام صبح بود . ايستاد تا تكبير بگويد ( اذان ) ، صداى حيوانى را از پشت احساس كرد از گفتن تكبير باز ايستاد و گفت اين صداى ناقه رسول خدا است ( ناقهء جدعا ) شايد رسول خدا آمده باشد ناگاه ديديم على عليه السلام آمد . ابو بكر به على عليه السلام گفت : اميرى يا رسولى ؟ على عليه السلام گفتند : بلكه رسولم مرا رسول خدا ارسال داشته تا سورهء برائت را بگيرم و به مكه ببرم و در موسم حج براى مردم قرائت كنم پس به مكه رفتيم چون يك روز پيش از ( يوم ترويه ) - آب‌دادن به حجاج بود . ابو بكر براى مردم خطبه خواند و از مناسك حج براى آنان سخن گفت تا از سخن‌گفتن فارغ شد « 1 » سپس على عليه السلام برخاست و سورهء برائت را تا آخر براى مردم قرائت كرد سپس ( يوم النحر ) روز قربانى كردن نيز چنين عمل كردند ابو بكر سخن گفت و على سوره را قرائت كرد پس چون يوم النفر الاوّل ( روز كوچ كردن اوّل ) فرا رسيد همچنين ابو بكر سخن گفت و على سوره برائت را تا آخر بر مردم قرائت كرد .
هامش
( 1 ) - اين بخش از خبر صحيح نيست چون ابو بكر از همان بين راه برگشت .
ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 240 | القندوزي / محمد على شاه محمدى