كى نسبّحك كثيرا و نذكرك كثيرا انّك كنت بنا بصيرا . « 1 » بار الها من همان را مىگويم كه برادرم موسى گفت ، خداوندا براى من وزيرى از اهل خودم مقرر بفرما . على برادرم را ، مرا با او قوت بخش و او را در امر رسالت شريكم قرار بده ، تا تو را بسيار تسبيح و ياد آوريم ، همانا تو بما بينايى . در مناقب از اسماء بنت عميس نيز اين روايت نقل شده است .
ابن مغازلى با ذكر سند از حذيفهء بن اسيد غفارى و از سعد وقاص و از براء و از ابن عباس و از ابن عمر جميعا از رسول اكرم ( ص ) نقل كردهاند كه آن حضرت به مقصد مسجد خارج شد و فرمودند : خداوند به موسى وحى فرمودند : « كه مسجدى براى من بناء كن كه طاهر باشد ، كسى در آن سكنى نكند جز موسى و هارون و خداوند به من وحى كرد : كه مسجدى بنا كن كه طاهر باشد و كسى جز خودم و برادرم على در آن سكنى نكنيم . »
موفق از ابو ذر و از ابن طفيل نقل كرده كه گفتند على با اهل شورى احتجاج كرد و به بستن درهاى مسجد الا در خانه خود استناد و استدلال نمود . حموينى از ابن مسعود از بريده اسلمى و از ابن عباس و از ابن عمر و از ام سلمه نيز اين روايت را نقل كردهاند و نيز اين حديث سد ابواب الّا باب خانه على را محمد ابن اسحق مطلبى صاحب مغازى از سعيد بن ابى وقاص و از عامر شعبى نقل كرده است و نيز صاحب مناقب از ابن عباس اين حديث را آورده است . در مناقب ابو طفيل از حذيفه ابن اسيد نقل شده كه رسول خدا در حالى كه ايستاده خطبه مىخواند فرمودند : گروهى از مردم در باطن خود چيزى درباره سكونت من و على در مسجد وسوسه مىكنند مبنى بر اينكه ديگران را از مسجد اخراج كردهام . به خدا قسم از پيش خود كسى را اسكان ندادم و يا اخراج نكردم بلكه خداوند اخراج يا اسكان داده است . همانا خداوند به موسى و برادرش وحى كرد كه براى قوم خود در مصر تعيين منزل كنيد و خانههاى خودتان را قبله قرار دهيد و در آن نماز برپا داريد سپس موسى امر فرمود
هامش
( 1 ) - طه آيات قبل و بعد 33 و آميخته بكلام پيامبر اكرم ( ص ) .