شرطهاييست ، من و ذريهام از جمله شرطهاى آن هستيم . امر امامت ما مشكل و مشكلآفرين است . تاب تحمل آن را ندارد مگر بندهاى از بندگان ، كه خداوند دلش را بنور ايمان آزموده است و سخن ما را جز سينههاى امين و خلقهاى ريشهدار منطبق با حقيقت نمىگيرند .
على ولى اللّه قسمتكننده بهشت ، دوزخ ، صاحب حوض و اعراف
همانا خداوند سبحان راه حق را روشن و ( در عين تعدد سبل ، راههاى آن را نورانى كرده است . پس راه يا راه شقاوت لازمه و يا سعادت دائمه است . « انا قسيم النار و خازن الجنان و صاحب الحوض و صاحب الاعراف و ليس منّا اهل البيت امام الّا و هو عارف باهل ولايته و ذلك قول اللّه تعالى :
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ .
« 1 »
انا يعسوب المؤمنين و المال يعسوب الفجّار » . « من مقسم آتش جهنم براى اهلش و كليددار بهشت و صاحب حوض كوثر و صاحب مقام « اعراف » مىباشم . . . هيچ امامى از اهل بيت ما نيست جز اينكه او به اهل ولايت ( و امت اسلامى معاصر خودش كه تحت ولايت ) خودش باشند عارف است . اين سخن خداوند است كه فرمودند : « جز اين نيست كه تو بيمكنندهاى و براى هر قومى هدايتكنندهايست « 2 » » من رئيس مؤمنين هستم و رئيس بدكاران مال است .
من از جانب پروردگارم بر پايه بينه و بصيرت كامل بر دينم و يقين بر امر امامتم و مسئوليتم مىباشم . من بر جاده حق و دشمنان بر لرزشگاه باطلاند . آنچه مىگويم بشنويد ، از خدا براى خود و براى شما آمرزش مىطلبم : « لا يفوز بالنجاهء الّا من قام بشرايط الايمان . » كسى بفوز رستگارى دست نمىيابد مگر قائم بشرايط ايمان باشد . »
هامش
( 1 ) - رعد 7 .
( 2 ) - رعد 7 .