تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
كه و هرجا بلند شود ، بدون تعمق بدان مايل شوند و بهر بادى ، در جهت آن حركت مىكنند . اين گروه هرگز از نور دانشى كسب نور نكرده‌اند و در پناه ستونى قابل اعتماد پناه نگرفته‌اند . اى كميل علم از مال بهتر است . علم تو را نگهميدارد و تو مال را . مال پذيراى نقص و علم رشد يابنده است ، هرچه از آن انفاق شود بيشتر مىگردد ، ولى دست آورد مال ، با رفتن خود مال ، مىرود . اى كميل ، شناخت دينى است كه بدان پاداش داده شود ، انسان در زندگىاش بوسيله علم كسب طاعت خداوند و خوبى آينده بعد از مرگش را حاصل نمايد ، علم حاكم و مال محكوم است . اى كميل مال‌اندوزان هلاك و علماء بقائشان تا بقاء روزگار محقق است و مال اندوزان همواره مرده‌اند ، ولى علماء همواره اگرچه اجسامشان ناپيدا ولى مثالهاى نورانيشان در دلها موجود است : هان انّ ههنا لعلما جما . بدانيد كه دانش در اينجا تراكم يافته است - و به سينه خود اشاره كرد و فرمود : اگر مىيافتم كسى را كه توان ، تحمل و ظرفيت داشت ، اين‌همه دانش را به او مىآموختم و نه تنها نيافتم ، بلكه غير از اين را يافتم كه ، دين را وسيله دنيا قرار ، تا بنعمتهاى خدا رسد و به نعمتهاى خدا و اظهار ناروا كند و نيز پشت‌كننده به آن حجتهاى خدا و بر اوليائش ( آرى گاهى نيز كسى را يافتم كه ) فرمان‌بردار و حامل حق بود ، ليكن بصيرت نداشت . گاهگاه بمحض عارض شدن شبهه‌اى ، شك در دلش وارد مىشود ، كه نه آن و نه اين ! ! ؟ و يا ( ديگرگاه كسى را يافتم كه ) به علت محكوم شهوت بودنش همواره گرسنه لذات بود ، به آسانى بند شهوت‌گرايى را پذيرا بود . ! ! ! و يا زيان‌زده ( اى را مىيافتم كه خصلت ) جمع‌آورى و ذخيره‌سازى ( مال و يا علم را داشت كه تنها در مواردى كه مناسب با خصلت خاص خودش باشد ، آن را اعمال كند ، نه براى حق ! ) اين دو فرد اخير از رعايت‌كنندگان دين و مسئوليت‌پذير نبودند ( بلكه از لحاظ شباهت نزديكترينها به چهارپايان علف دستىخوار بودند . اين چنين دانش با مرگ حاملينش مىميرد . اللّهم بلى لا تخلوا الارض من قائم للّه بحجّهء امّا ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج اللّه و بينّاته و كم ذا و اين اولئك ؟ اولئك و اللّه اقلّون عددا و الاعظمون