تعداد « 1 » عظام مجملا « 2 »
فقرات ظهر دوازده است . فقرات قطن پنج است . فقرات عجز سه است . فقرات عصعص سه است . عظام سر هفت است . عظام صدغ چهار است . عظام فكّ اعلى چهار است . عظام فكّ اسفل دو است . اسنان سى و دو است . فقرات رقبه هفت است . فقرات اضلاع هفت است . اضلاع بيست و چهار است . عظام عانه دو است . عظام سينه هفت است . ترقوه دو است . كتف دو است . قلّة الكتف دو است . عظام يد « 3 » بيست و نه است .
عظام رجل « 4 » بيست و نه است .
لحم :
عضوى است كه از دم طبيعى متولّد مىشود « 5 » و فرج و خلل « 6 » اعضا را مملوّ و محشوّ مىگرداند « 7 » و عاقد او حرارت بود « 8 » ؛ و بعضى شحم و سمين « 9 » و ظفر و شعر از اعضاى مفرده شمردهاند و در آن نظر است ؛ زيرا كه شحم و سمين داخل « 10 » لحماند و شعر و ظفر از زوايد و فضلاتاند و « 11 » جمله مركّب است ، نه مفرد و بيان هريك كرده مىشود .
شحم « 12 » :
جسمى ابيض است « 13 » كه از مادّهء مائى دم در اعضاى عصبانى
هامش
( 1 ) . س : تعدد ؛ ن : - تعداد .
( 2 ) . ط : - مجملا .
( 3 ) . ج ، ل ، ن ، ط : دست .
( 4 ) . ج ، ل ، ن ، ط : پاى .
( 5 ) . ج ، ل ، ش ، ط : شود .
( 6 ) . ن : خلل و فرج .
( 7 ) . ج ، ل ، ش ، ط : گرداند .
( 8 ) . ط : + شحم .
( 9 ) . ج : + داخل لحماند .
( 10 ) . ن : - داخل .
( 11 ) . ش : اندرو .
( 12 ) . شحم -Fantessياgrease، كه همان چربى است .
( 13 ) . ل ، ش ، ن : است ابيض .