تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
ايشان از حكّ و لقط و سلاح مخفى نيست و زياده شدن ايشان « 1 » به نمّو است و الّا مخصوص به يك طرف نبودى و مؤكّد اين معنى است زياده شدن اظفار ميّت و شعر او پيش از تحلّل اجزاى مائى ، و شايد « 2 » كه اين به واسطهء آن است كه چون « 3 » متعفّن مىگردد غذاى او « 4 » حاصل مىشود « 5 » به واسطهء فضلات بخارى و در اين سخن نظر است .

وتر « 6 » :

از اعضاى مفرده يكى وتر است و آن جسمى است مشابه جوهر عصب و به اطراف عضل « 7 » متّصل ، به جهت تحريك اعضا .

رباط « 8 » :

يكى ديگر رباط است و آن جسمى است شبيه به عصب ؛ امّا بىحس افتاده و فايدهء او ربط كردن عضوى است به عضوى يا به عظمى و آن را عقب نيز خوانند « 9 » .

غضروف « 10 » :

عضوى است الين از عظم و اصلب از ديگر ، و در آفريدن او « 11 » ملاحظهء حسّ اتّصال استخوانى است به ديگرى .
هامش
( 1 ) . ط : - ايشان . ( 2 ) . ج : مىشايد . ( 3 ) . ط : - چون . ( 4 ) . س ، ن ، ج ، ط : - او . ( 5 ) . ط : مىگردد . ( 6 ) . وتر : بند سپيدى كه در منتهاى عضله واقع شده و بدان عضله با استخوانهاى بدن ملصق گشته و به آنها مىپيوندد . ( ناظم الاطباء ) ؛ وتر ، امروزه با عنوان« Tendon »شناخته مىشود . ( ر ك : آموزش اصطلاحات پزشكى ، ص 191 ) . ( 7 ) . ط : عضد . ( 8 ) . رباط : رباطها رشته‌هاى قوى ليفى هستند كه استخوانها يا غضروفها را پهلوى هم نگه مىدارند و به تسهيل يا محدود نمودن حركت كمك مىكنند . امروزه ، رباطها با عنوان« Ligament »ناميده مىشوند . ( ر ك : آموزش اصطلاحات پزشكى ، ص 191 ) . ( 9 ) . ن : - نيز خوانند . ( 10 ) . غضروف -Cartilage. ( 11 ) . ن : - او .
تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 92 | منصور بن محمد ابن الياس الشيرازي / يوسف بيگ باباپور