المقالة الاولى فى العظام
عظام از آن جهت مقدّم است كه اساس بدن است و اساس بر مؤسّس مقدّم است . پس بنابراين بايد كه در او صلابتى باشد و بعضى از او در بدن به نسبت چون چوب ميان « 1 » سفينه افتاده كه مدار عليه است و ديگر چوبها از طرفين به دو متصّل مىشوند ، مانند فقرات ظهر كه از طرفين عظام به دو متّصلاند ؛ و بعضى در وقايت « 2 » به مرتبهء جنّه « 3 » اند ، چون استخوان سر به نسبت با دماغ و اضلاع صدرى به نسبت با احشايى كه در جوف اويند ؛ و بعضى از عظام مجوّف است تا صدور حركت از او به سهولت بود و بعضى مصمت « 4 » ، چون عظام سلاميات « 5 » ؛ و بعضى اندرون او محشوّ به مخ
هامش
( 1 ) . ل ، ش : ميانهء .
( 2 ) . ط : قايم .
( 3 ) . جنّه : سپر و هر سلاحى كه انسان را نگهدارى كند ، و اينجا عظام اعضا مراد است .
( 4 ) . مصمت : چيزى كه ميان خالى نباشد ، ضدّ مجوّف . ( لغتنامه ) استخوان مجوّف راHollow » « boneو مصمت را« Solid bone »گويند .
( 5 ) . سلاميات ( ج . سلامى ) : استخوان انگشت دست و پا ؛ اصطلاح علمى آن« Phalanges »است . ( رك : استخوانشناسى ، دكتر كيهانى ، ص 51 ) .