تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
شد ؛ و باقى باسليق « 1 » بود ، و در مىرود در عمق « 2 » و ابتداى او از طرف انسىّ است ، بالاى زند اعلى و بعد از آن ميل به جانب وحشىّ مىكند و منقسم مىگردد به دو قسم به صورت لام « 3 » يونانيان ؛ و جزو اعلاى او مىگردد به جانب زند اعلى ، و فرا مىگيرد رسغ را « 4 » و متفرّق مىشود در خلف ابهام ؛ و آن جزوى « 5 » كه ميان ابهام است و ميان سبابه و مجموع او ، جزو اسفل به جانب زند اسفل مىآيد و منقسم مىشود به سه فرع : فرعى از او مىآيد به ميان سبابه و وسطى و متّصل مىشود به جزوى از عرقى كه مىآيد به زند اعلى و با يكديگر ملاحق مىگردند و يكى مىشوند . فرع دوم مىآيد « 6 » به جانب وسطى و بنصر و آن را اسيلم « 7 » خوانند ؛ و فرع سيم مىآيد به ميان خنصر و بنصر ؛ و اسيلم پيش محمّد زكريّا اين است و جميع « 8 » اين شعب متفرّق مىشوند در اصابع . امّا اوردهء نازله كه فرو مىآيد تا به آخر بدن « 9 » از عرق اجوف ، اوّل آن است كه متفرّع مىشود پيش از آنكه مستقر « 10 » شود بر صلب ، شعبى چند شعرى « 11 » كه مىرسد و مىپوشاند كليهء يمنى « 12 » را و متفرّق مىشود در
هامش
( 1 ) . باسليق : از رگهاى مشهور ناجهنده است كه رگ زيرين نام دارد و در محل مرفق ، در جانب انسىّ ( - درونى ) آشكار مىشود و تا زير بغل ادامه دارد . ( مفاتيح العلوم ، ص 149 ) . ( 2 ) . س : + ثانيا باسليق و اكحل . ( 3 ) . ج ، ل ، ش : + كتابت . ( 4 ) . ج ، ل ، ش : + كتابت . ( 5 ) . ن ، ط : چيزى . ( 6 ) . ط : - مىآيد . ( 7 ) . اسيلم : رگى است كه ميان خنصر و بنصر آشكار مىشود و از شعبه‌هاى باسليق است . ( مفاتيح العلوم ، ص 150 ) . ( 8 ) . ش : جمع . ( 9 ) . ش : + و . ( 10 ) . ش : متفرّع . ( 11 ) . ل : صلبى . ( 12 ) . وريد كليوى( Renal V . )خون كليه‌ها را جمع‌آورى نموده ، به صورت تنهء وريدى كوتاه و ضخيم ( از هر كليه يكى ) كه در طرف چپ كمى طويل‌تر است و به وريد اجوف تحتانى مىريزند .