تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
ثلاثه در مىرود و مخالط مىشود با ابطى ، چون مىگذرد در عضد متفرّق مىگردد از او شعبى چند و پراكنده مىشود در عضلى چند كه مستبطن اوست ، « 1 » يعنى او را مىپوشاند و هرگاه كه مىرسد به نزديك مفصل منقسم مىشود به دو قسم : يكى به عمق در مىرود و متّصل مىشود « 2 » به قيفال و مرافق او مىگردد ، اندكى « 3 » بعد از آن مىگذرند از يكديگر . آنچه در شيب افتاده به جانب انسىّ مىگذرد « 4 » تا غايتى كه مىرسد « 5 » به خنصر و بنصر و وسطى ، و منقسم مىشود قسم ارفع از او در اجزاى خارجى دست ؛ و ثانى از قسمين منقسم مىشود « 6 » در ظاهر ساعد به چهار فرع : فرع اوّل « 7 » از آن متفرّع مىشود به ساعد جانب « 8 » رسغ و فرعى « 9 » ديگر از فروع بالاتر از فرع اوّل ، و فرع ثالث در وسط ساعد متفرّق مىشود ، و فرع رابع كه اعظم فروع است آن است كه ظاهر مىشود و ارسال فرعى مىكند كه آن فرع ممازج جزوى از كتفى « 10 » مىگردد به موجبى كه وصف كرده
هامش
العلوم ، ص 149 ) ؛ وريد زند اسفل ميانى( Medran CubiraL V . )پس از گرفتن خون وريد رأسى در زير آرنج و دريافت شاخه‌هاى فرعى متعدد در امتداد حفرهء زند اسفل به‌طور مايل به طرف بالا رفته و به وريد باسليق( Basilique V . )مىريزد . ( ر ك : كالبدشكافى ، ص 37 ) . ( 1 ) . وريد سفاليك ادامهء وريد كتفى است . چند شاخه از آن منشعب مىشود كه به پوست و بخش‌هاى سطحى بازو وارد مىگردد . ( 2 ) . ن : مىگردد . ( 3 ) . ش : + مىشود . ( 4 ) . ج ، ش ، ن : مىرود . ( 5 ) . ش : مىرسند . ( 6 ) . ن : - قسم ارفع از او . . . مىشود . ( 7 ) . س ، ن ، ط ، ج : - فرع اوّل . ( 8 ) . س : - جانب . ( 9 ) . ش : نوعى . ( 10 ) . س : كتف .