گويند ؛ و زوجى كه باقى مىماند از انقسام جزو اوّل صعود مىكند به طرف گردن و بعضى مىگويند كه « 1 » چون به عنق مىرسد منقسم مىشود هريك از ايشان به دو عرق كه او « 2 » را وداجين « 3 » خوانند « 4 » ؛ يكى از آن « 5 » ظاهرتر است و او را وداج ظاهر خوانند « 6 » و يكى اغور است و او را وداج اغور خوانند .
آنچه ظاهر است چون صعود به جانب ترقوه مىكند منقسم مىشود به دو قسم : قسم اوّل ميل به قدام مىكند و ثانى نيز اوّلا قايم « 7 » به قدام است و بعد از آن متسفّل « 8 » مىشود و در ثنايا ظاهر مىگردد و از ترقوه صعود مىكند بر ظاهر گردن و لاحق قسمت اوّل مىشود و از ايشان وداج ظاهر كه معروف است و مشهور حاصل مىشود ؛ امّا پيش از رسيدن ظاهر مىشود از ايشان دو زوج : يكى در مىرود به طريق عرض و مىرسد در موضع غاير و دوم به طريق وراب در رقبه ظاهر مىگردد و اين هر دو فرد متلاقى يكديگر نمىشوند و متفرّع مىشوند از هر دو جزو شعب غير محسوسه ؛ ليكن
هامش
( 1 ) . س : - كه .
( 2 ) . ج ، ش ، ن : آن .
( 3 ) . وداجين يا ودجان : دو رگ هستند در گردن ، يكى را ودج ظاهر و ديگر را ودج غائر مىگويند ودج و وداج دو كلمهاند كه جمع آنها اوداج است . ( مفاتيح العلوم ، ص 149 ) ؛ در طب امروز سه وريد وداج ( خارجى ، داخلى و قدامى ) مشخص شده است .
( 4 ) . سه وريد وداج به نامهاى وريد وداج خارجى( Extenal Jugular V . )، وريد وداج داخلى( Internal JugLar V . )و وريد وداج قدامى( Anterior Jugular V . )وجود دارد ، كه اطبّاى سنّتى به دو مورد ظاهر ( خارجى ) و اغور يا غاير ( داخلى ) اشاره كردهاند .
( 5 ) . س : - آن .
( 6 ) . س : - و او را وداج ظاهر خوانند .
( 7 ) . ن ، ط : مايل .
( 8 ) . ش : منتقل ؛ س ، ل : مستقل .