ايشان مىشود و ظاهر مىگردد نوعى از آن « 1 » به عضل خارجى از صدر ؛ و هرگاه كه مىرسد به خنجرى به طريق وراب ، نوعى از او مىآيد به عضلى كه در ميان اضلاع است و ملاقى مىشود دهن او به دهن عروق كه پراكنده مىشود در او « 2 » ، ظاهر مىشود از او طايفهاى كه مىآيد به عضل خارجه « 3 » از صدر و هرگاه كه به خنجرى ظاهر مىشود از او طايفهاى كه مىآيند به عضل متراكمه « 4 » و يكى ديگر منحدر مىشود به شيب عضل مستقيم و متّصل مىشود از اطراف او به اطراف شعب صاعده از وريد عجزى كه ذكر خواهيم كرد . امّا زوج باقى هريك از او فرد او پنج شعبه از او مختلّف « 5 » مىشود « 6 » : يكى متفرّق در صدر مىشود « 7 » و غذاى اضلاع اربعهء
هامش
( 1 ) . س : - از آن .
( 2 ) . ج ، ل ، ش : پراكنده است و در او .
( 3 ) . ج ، ط : خارجيّه .
( 4 ) . ش ، ل : مترامكه ؛ س : منزلكه .
( 5 ) . س : متخلف .
( 6 ) . ابن سينا ، پنج شعبهء مذكور را چنين ذكر كرده است : « هريك از دو شاخهء وريدى نامبرده كه در واقع دو قسمت شده است و به صورت يك زوج است ، به پنج قسمت تقسيم مىشود كه به قرار زير مىباشد :
الف - قسمتى در سينه متفرّق مىشود و چهار دندهء فوقانى را غذا مىدهد .
ب - بخشى جايگاه دو كتف را غذا مىدهد .
ج - قسمت سوم در ماهيچههاى ژرفاى گردن جاى مىگيرد و غذاى آن ماهيچهها را تأمين مىكند .
د - قسمت چهارم از سوراخهاى شش مهرهء بالايى گردن مىگذرد و به سوى سر رهسپار مىگردد .
ه - قسمت پنجم كه از ساير قسمتها بيشتر و بزرگتر است از هر طرف به زير بغل ( ابط ) روى مىآورد » . ( قانون ، ج 1 ، ص 144 - 145 ) .
( 7 ) . س : - مىشود .