آن است كه از يك « 1 » عضله دو وتر رسته باشد « 2 » يا سه يا چهار ، چون عضلهء وسطى از عضلات هفتگانهء مقدّم ساق كه رسته است از او چهار اوتار كه مىآيند به چهار اصابع قدم كه اگر « 3 » چنان كه هريك از اصابع را عضلهاى بودى ، كوچك بودى و وتر ايشان به غايت باريك بايستى و كافى به جذب عضو نبودى ؛ و بعضى آن است كه خالى از وتر افتاده اصلا و متّصلاند « 4 » به عضوى يا به « 5 » اجزاى لحمى ، چنان كه عضلى كه بر مقعد افتاده « 6 » و آنكه بر عنق مثانه است ؛ و اعضاى متحرّكهء جلد جبهه است و عين و خدّ و اربيّه « 7 » و فك اسفل و شفتان « 8 » و لسان و حنجره و رأس و عنق و صدر و كتف و مفصل كتف با عضد و مفصل عضد با ساعد و مفصل ساعد با رسغ و مفاصل اصابع و اعضاى حلق و اعضاى تنفّس و مثانه و انثيين و قضيب و مقعد « 9 » و مراقّ « 10 » و مفصل فخذ و مفصل ساق و مفصل قدم و مفاصل اصابع ؛ « 11 » و اللّه اعلم « 12 » .
هامش
( 1 ) . ط : + او .
( 2 ) . س ، ن ، ط ، ل : - باشد .
( 3 ) . ن : - اگر .
( 4 ) . ن : - اند .
( 5 ) . ط : - به .
( 6 ) . ن : - اند .
( 7 ) . س : رابيه ؛ ج : ارتبه ؛ ن : - اربيّه . اربيه : بيخ ران يا ما بين اعلى و اسفل شكم ، بيغولهء ران .
( لغتنامه ) .
( 8 ) . شفتان : تثنيهء شفه ، دو لب . ( لغتنامه ) .
( 9 ) . ش : - و مقعد .
( 10 ) . مراقّ : مراقّ البطن ، پوست شكم ، قسمت نازك و نرم زير شكم . ( لغتنامه ) .
( 11 ) . آنچه در اين فصل ، منصور دربارهء عضلات بحث كرده بود ، يك بحث كلّى و در عين حال ، اجمالى است . بر خلاف منصور ، ابن سينا در بخش اوّل قانون به تشريح تمام ماهيچههاى بدن پرداخته است ( ر ك : قانون ، ج 1 ، صص 86 - 117 ) ، امّا منصور در متن دربارهء تعداد و نحوهء عمل كرد عضلات بحث نكرده است و فقط در تصوير سوم كه مربوط به تعداد و كيفيّت عضلات است بدان پرداخته ، كه بهتر است با نظريات ابن سينا سنجيده شود .
( 12 ) . ش ، ل : + و اليه المرجع المآب .