تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشريح الأبدان ( فارسي ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
كه پانصد و پانزده « 1 » است و اين قول به صواب اقرب است ، بنا بر آنكه او مشاهده كرده ؛ و بيان كيفيّت تحريك عضله عضو را آن است كه قوّهء محرّكه چون فايض مىشود بر عضله از دماغ ، به واسطهء عصب عارض عضله مىگردد تقلّصى ، يعنى كشش به طريق خلف ، و وتر نيز متشنّج مىگردد و به واسطهء تشنّج عضل ، عضو منجذب مىگردد و بعد از آن چون عضله منبسط مىشود و عود مىكند به حالت طبيعى ، وتر او مسترخى « 2 » مىگردد پس ممتدّ مىشود عضو ؛ و تشنّج و استرخا اقتضاى دو حركت متضادّه متعاقبه مىكند بالفعل كه آن حركت انبساط و انقباض است در عضو متحرّك . پس وتر واسطه است در تحريك عضل عضو را و عضل واسطه است در تحقيق « 3 » وتر ، و عصب و رباط واسطه‌اند در تحقيق عضو ؛ و عضل مختلف است به حسب مواضع و حاجت به دو در پنج امر است : اوّل در مقدار ، هر عضلى كه محرّك عضوى بزرگ باشد ، آن عضله نيز بزرگ باشد ؛ چنان كه عضله‌اى كه موضوع است بر استخوان ورك ، موضوع است « 4 » بر استخوان فخذ و هر عضله‌اى كه محرّك عضوى صغير بود « 5 » ، آن عضله نيز « 6 » صغير باشد « 7 » ، چون عضلهء جفن .
هامش
( 1 ) . ج ، ش : هيجده . ( 2 ) . ش ، س : مترسخ . ( 3 ) . ش ، ل : تحريك . ( 4 ) . ج ، ل ، ش : - بر استخوان ورك موضوع است . ( 5 ) . ج ، ل ، ش : - بر استخوان ورك موضوع است . ( 6 ) . به قياس افزوده شد . ( 7 ) . ش : - آن عضله نيز صغير باشد .