اعضاست به واسطهء تشنّج « 1 » و استرخاى « 2 » آن ؛ و عضله اگرچه مركّب است ، از اعضاى مفرده گرفتهاند ، به قول جالينوس كه او مركّب « 3 » اوّل را حكم مفرد مىدهد ، يعنى مركّب را چند مرتبه است ؛ اوّل مانند عضل كه گفتيم كه او مركّب از عصب و وتر و شظايا و رباط و لحم است ؛ و مرتبهء دوم چنانكه عين كه عضل و غير آن در او موجود است . مرتبهء سيم همچون « 4 » وجه كه « 5 » آن مركّب است از اعضاى مركّبه كه آن انف است و خدّ و غير ايشان و كلّ واحد از ايشان مركّباند تركيبى ثانوى « 6 » . مرتبهء چهارم چنان كه سر كه اين امور در او هست با اشياى ديگر ؛ و پيش صاحب كامل « 7 » آن است كه عضلات پانصد و پنجاه و چهار است ، و پيش ابو على سينا « 8 » آن است كه پانصد و بيست و نه است « 9 » ؛ و در جوامع جالينوس « 10 » مسطور است
هامش
( 1 ) . تشنّج : حركت ناگهانى عضوى از اعضاست . ( مفاتيح العلوم ، ص 155 ) .
( 2 ) . استرخاء : در لغت به معناى سستى و فروگذاشتن و فرو هشتن است ؛ و « عند الاطّباء ترهل و ضعف يظهر فى العضو عن عجز القوّة المحركة و هو مرادف للفالج عند القدما » . ( كشاف اصطلاحات الفنون ، نقل از لغتنامه ) .
( 3 ) . ج ، ل ، ش : مفرد .
( 4 ) . س ، ن ، ش ، ط : - همچون .
( 5 ) . س : + است .
( 6 ) . ج ، ش ، ط : چشم و عضل و غير آن در او موجود است .
( 7 ) . ل : كمال .
( 8 ) . س : - سينا .
( 9 ) . ر . ك : قانون ، ج 1 ، ص 117 .
( 10 ) . در مورد جوامع جالينوس صاحب طبقات الاطبّا مىنويسد : « از اسكندرانيين آنان كه كتب ستّهء عشر جالينوس را گرد آورده و تفسير كردهاند هفت تن بودند . . . اسكندريان بر قرائت كتب ستّه عشر در تعليم طب اقتصاد مىكردند و آن را به ترتيب مىخواندند و هر روز براى قرائت و فهم قسمتى از آن گرد مىآمدند . پس آن را به صورت « جوامع » در آوردند تا حفظ و فراگرفتن آنها را براى ايشان ميسر سازد . » ( طبقات الاطباء ، ج 1 ، صص 103 - 104 ) .