است ، رسته و آن سى و يك زوج است و فرد [ ى ] « 1 » ؛ و حسّ و حركت اعضايى كه در « 2 » شيب گردن واقع است به واسطهء او « 3 » ست ؛ و مجموع او هفتاد و هفت است : و آنچه از دماغ رسته زوجى « 4 » است كه مصوّر « 5 » است به سبزى « 6 » و مرور او به هر دو چشم است و قوّت باصره به واسطهء اوست ؛ و منشأ اين زوج مقدّم دماغ است نزد « 7 » دو زايده كه شبيهاند به سر پستان ، و هريك از اين دو فرد مجوّف مخلوق گشته و اين زوج به نسبت با زوج ديگر « 8 » مايل به صغر است ؛ و فردى كه در طرف راست واقع است مايل به طرف چپ مىشود و آنچه به طرف چپ واقع است مايل به طرف راست مىگردد و با يكديگر متّصل مىشوند « 9 » به نوعى كه تقاطع صليبى حاصل « 10 » مىگردد ؛ و بعد از آن ، آنچه از طرف راست مىآيد به چشم راست نزول مىكند و آنچه از طرف چپ مىآيد به « 11 » چشم چپ نزول مىكند « 12 » .
زوج دوم مصوّر به سرخى است « 13 » و اين زوج از خلف زوج اوّل ظاهر مىگردد و بيرون مىآيد از پس « 14 » زوج اوّل و اعطا مىكند چشم انسان « 15 » را
هامش
( 1 ) . دستگاه عصبى نخاعى يا محيطى ، موسوم به« Peripheral nervuossystem »در تشريح امروزى سى و يك جفت شناخته شده است . ( ر ك : آموزش اصطلاحات پزشكى ، ص 576 ) .
( 2 ) . به قياس افزوده شد .
( 3 ) . ش : - او .
( 4 ) . ج ، ل ، س : + آن .
( 5 ) . ش ، ل : متصور .
( 6 ) . ن : - به سبزى .
( 7 ) . ن : هر .
( 8 ) . ط ، ن : ازواج ، - ديگر .
( 9 ) . ج : مىگردند .
( 10 ) . س : - حاصل . ج : واقع .
( 11 ) . ط : + طرف .
( 12 ) . ط : + طرف .
( 13 ) . ج ، ش : است به سرخى .
( 14 ) . ن : - پس .
( 15 ) . ج : جسم ايشان .