با او را داشتند و همه از جنگ و زد و خورد با وى عاجز بودند . به همين جهت « ژوستينين » هم « حارث » بن جبله را كه حكمران طوايف اعراب عربستان بود ، به مقام پادشاهى انتخاب كرد و هر قدر توانست قبائل عرب را به فرمان او گماشت ، در صورتى كه پيش از اين هرگز چنين چيزى در ميان رومىها مرسوم نبود باوجوداين « منذر » مانند گذشته پيوسته مزاحم دولت روم مىشد ، زيرا « حارث » يا نيروى دفع او را نداشت و واقعا در برابر وى ناتوان بود و يا به روميان خيانت مىكرد و با دشمن ساخته بود و ما اطلاع صحيحى از باطن كار او نداريم . بدين ترتيب « منذر » بىآنكه كسى بتواند جلو او را بگيرد و با او بستيزد مدتى دراز سرتاسر شرق را ميدان تاختوتاز و چپاول و يغماى خود قرار داد ، زيرا ساليان دراز عمر كرد و به حد پيرى رسيد .
18 [ پيروزى ازارس بدون تصرف شهر انطاكيه ]
با اين مقدمات قباد از پيشنهاد « منذر » خوشوقت گرديد و پانزده هزار سوار زبده انتخاب كرد و فرماندهى آن را به عهدهء شخصى ايرانى موسوم به « آزارس » گذاشت و به « منذر » نيز فرمان داد كه رهبرى سپاه را به عهده گيرد . قشون مزبور از شط فرات در خاك آشور گذشت و پس از پيمودن مسافتى راه در سرزمينهاى باير و غير مسكون ناگهان در محلى موسوم به « كوماژن » دست به حمله زدند . تا آنجا كه ما اطلاع داريم اين نخستين بار بود كه ايرانىها از اين راه به خاك روم حمله كردند و به اينجهت چون خبر آن منتشر گرديد ، روميها از ترس به كلى خود را باختند و نميدانستند چه بايد بكنند . « بليزاريوس » هم وقتى از اين واقعه آگاه گرديد ، ابتدا آشفته و نگران شد ، ولى بعدا مصمم شد با شتاب تمام به جلوگيرى دشمن بشتابد .
به اينواسطه در هر يك از شهرها پادگانى گماشت تا مبادا قباد به لشكرى ديگر از راه بين النهرين حمله كند و بلاد آنجا را كه بىمدافع مانده بود تصرف نمايد آنگاه خود وى باقى سپاهيان روم را همراه برداشت و به شتاب از شط فرات گذشت و به مقابلهء دشمن شتافت . عدهء سپاهيان روم به بيست هزار سوار و پياده بالغ