تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
به اينجهت ايرانىها به داخل حصارهاى شهر گريختند و « تزانى » ها پس از غارت اردوى رومى از راه « ريزيوم » به وطن خود بازگشتند . نه روز پس از عزيمت « داجيستيوس » سپاهيان ايران به سردارى « مرمروز » به « پترا » رسيدند و از سربازان ايرانى نگهبان آنجا سيصد و پنجاه تن مجروح و فقط يكصد و پنجاه نفر را سالم يافتند و بقيه به هلاكت رسيده بودند . بازماندگان سپاه مزبور اجساد كشتگان خود را از حصارها بيرون نينداخته بودند تا مبادا دشمن از ميزان تلفات آنان اطلاع يابد و محاصرهء شهر را ادامه دهد . « مرمروز » به استهزا گفت به حال دولت روم زار بايد گريست كه با تمامى لشكر خود نتوانست يكصد و پنجاه تن ايرانى را بدون داشتن حصار و باروى مستحكم مغلوب سازد . پس از آن « مرمروز » در صدد برآمد كه ديوار خراب شهر را مرمت نمايد ، ولى چون در آن موقع سنگ و آهك و ساير مصالح لازم در آنجا موجود نبود ، تدبيرى انديشيد . به اين معنى كه كيسه‌هائى را كه ايرانيها آذوقهء خود را در آن ريخته و به سرزمين « كلخيد » آورده بودند با سنگ و شن پر كرد و آنها را روى هم چيد و تشكيل ديوارى داد . سپس سه هزار تن از سپاهيان زبدهء خود را با مقدار كافى آذوقه و مهمات در آنجا گماشت و به ايشان دستور داد كه به مرمت حصارها قيام نمايند و خود با بقيهء لشكر مراجعت كرد . « مرمروز » در موقع بازگشت از راهى كه آمده بود نرفت ، زيرا مىدانست كه يافتن آذوقه در عرض راه امرى دشوار خواهد بود و به اينجهت از يكى از معابر كوهستانى كه اطراف آن مسكون بود و علوفه و آذوقه در آنجا يافت مىشد رو به راه آورد . از قضا قسمتى از سپاهيان « لازيكا » به فرماندهى يكى از بزرگان خود در كوهها كمين كردند و شبانه به اتفاق دو هزار تن از لشكريان رومى به ايرانيها شبيخون زدند ولى جز كشتن عدهء كمى از ايشان و بردن چند اسب كارى ديگر از پيش نبردند . پس از آن « مرمروز » و سپاهيان