ايران از آنجا عزيمت كرده به راه خود رفتند .
« گوباز » چون از پيشآمدى كه براى روميان در « پترا » و در معبر كوهستانى رخ داده بود آگاه شد ، انديشناك گرديد و با همهء نيروى خود آمادهء حراست معبرى شد كه در آنجا اقامت داشت ، زيرا مىدانست كه هرچند ايرانيان از سمت چپ رودخانه « فازيز » گذشته و به « پترا » رسيدهاند ، ليكن بواسطهء نداشتن قايق نخواهند توانست از روى رودخانه بگذرند و آسيبى به خاك لازيكا وارد آورند ، زيرا پهنا و گودى رودخانهء « فازيز » خيلى زياد است و قوت جريان آب آن به حديست كه پس از ورود به دريا تا مسافت زيادى مانند رودخانه جريان دارد و با آب دريا مخلوط نمىشود ؛ چنان كه ملاحان آن حوالى همه در وسط دريا آب شيرين از آن برمىدارند . از اينها گذشته « لازى » ها دژها و استحكامات زيادى در ساحل راست رودخانه ساخته بودند و به اينجهت فرضا هم كه دشمن به وسيلهء زورق يا قايق از روى رودخانه عبور مىكرد نميتوانست در آنطرف خشكى پياده شود .
در اينوقت « ژوستينين » پولى را كه به طوايف « سابيرى » وعده داده بود فرستاد و بعلاوه پاداشهاى شايانى هم براى « گوباز » و رؤساى « لازى » عطا نمود . مدتى پيش از آن موقع نيز سپاه بزرگى به فرماندهى « رسىتانسون » كه مردى دلير و كارآزموده بود به لازيكا گسيل داشته بود ، ولى تا آنوقت بدانجا نرسيده بود .
وقتى « مرمروز » از معابر كوهستانى عبور مىكرد ، در نظر داشت كه از آنجا غذا و آذوقه براى « پترا » بفرستد ، زيرا آذوقهاى كه در موقع حركت خود براى سپاه نگهبان آنجا گذاشته بود كفاف احتياجات سه هزار نفر را نمىداد . اما در عرض راه آذوقهاى كه هم براى سى هزار تن سپاهيان خودش كافى باشد و هم بتواند مقدار كافى به « پترا » بفرستد يافت نمىشد و از اينرو « مرمروز » پس از انديشهء بسيار مصمم گرديد كه قسمت اعظم سپاه خود را از
جنگهاى ايران و روم ( فارسى ) — صفحة 220
مساهمون: پروكوپيوس
ص٢٢٠